ویکی لیکس افشا می کند و آمریکا پنهان

زمانی که ویدیوی گلوله باران دو خبرنگار عراقی و چندین تن دیگر توسط ارتش آمریکا در یوتیوب غوغا کرد با سایت ویکی لیکس آشنا شدم . آن ویدیو شب اول توسط یکی از دوستان برایم در یوتیوب فرستاده شده بود ، تعداد بازدیدهایش به ۱۲۴ بار نمی رسید ولی از آن زمان تا حالا آن ویدیو بیش از ۷ میلیون بار در یوتیوب دیده شده است . ویدیویی که نشان از بی تجربگی سربازان ارتش هوایی آمریکا می داد و نشان داد چطور آمریکایی ها افغانستان و عراق را با بازی ” ندای وظیفه “  اشتباه گرفته اند . خوبی بازی کامپیوتری این است که حداقل در آن امریکا قهرمان می شود ولی در اصل ماجرا ، افغانستان و عراق داغ قهرمان شدن را به دل آمریکای ها باقی خواهد گذاشت .
ویکی لیکس برای دومین بار اسناد محرمانه ارتش آمریکا را افشا کرد . ولی این بار این مدارک ، اسنادی هستند که شکست ۹ ساله آمریکا در افغانستان توسط دست پرورده های خود آمریکا را برای جوامع عموم بازگشایی کرده و تکنیک های دولت آمریکا در برابر دشمنی خیالی را زیر سوال برده است . در یکی از این گزارشات محرمانه آمده است که ارتش آمریکا به میدانی در کابل حمله کرده و ۱۲ نفر در این عملیات کشته شده اند . از این ۱۲ نفر یک نفرشان شورشی و ۱۱ تن دیگر مردم بیگناه بوده اند ! همچنین ۲۵ نفر دیگر در این عملیات زخمی شده اند . این است تاکتیک “بگیر یا بکش” ارتش آمریکا در افغانستان !

پیوندها به بیرون :
ویدیوی حمله هوایی به خبرنگاران عراقی
اسناد منتشر شده در ویکی لیکس



هشت راه برای بهبود سرعت بارگذاری صفحات وردپرس

اگر شما هم یک وبلاگ بر پایه وردپرس دارید ، قطعا متوجه خواهید شد که بعد از افزایش بازدید وبلاگتان ، صفحات خیلی دیر بارگذاری می شوند . علاوه بر افزایش ترافیک ، استفاده از پلاگین های زیاد یکی دیگر از دلایلی است که باعث می شود سرعت بارگذاری وبسایت و یا وبلاگ شما کاهش یابد . اما در اینجا ۸ راه برای بهبود سرعت بارگذاری صفحات وردپرس درج شده است ، برای خواندن این ۸ نکته به ادامه مطلب بروید .
ادامه مطلب را بخوانید



بی بی سی ، همگام با طالبان افغان (پشتون) !


خبرگزاری بریتانیایی بی بی سی هر از چندگاهی به قول ایرانی ها سوتی خفنی می دهد . همین چند روز پیش هم جهان سوتی بی بی سی را نظاره کرد و به عمق فاجعه در این خبرگزاری پی برد . خوشبختانه بی بی سی یک سری خبرنگار نترس دارد که می روند و با طالبان مصاحبه شخصی راه می اندازند ولی این سناریوی تماس “قاتل” سربازان بریتانیایی یکی از آن پاپیت شو های این خبرگزاری برای مهم جلوه دادن این رسانه بود .
آقایان می آیند و می گویند که قاتل که فردی هزاره بوده با بی بی سی تماس گرفته و گفته که ” هیچ دوستی نداشته ” و زندگی شخصی خود را با واسطه برای خبرنگار بی بی سی بازگو کرده ! همین کم مانده بود که بگویند این قاتل شماره ملی خودش را هم به ما داده ! این سناریوی بی بی سی دروغ محضی بیش نیست ، چرا که اصلا شاید همچین شخصی وجود خارجی نداشته باشد !
اصلا این پرسش برای آدم بوجود می آید که جنازه این سربازان بریتانیای کدام قبرستان دفن شده که حتی به درج نام آنها نپرداختید ؟ اصلا این متجاوزان وجود خارجی داشته اند یا این هم یک خیال پردازی از نوع بی بی سی پشتو – فارسی زبان است ؟
سالهاست که بی بی سی هنگام کشته شدگان سربازان بریتانیایی بدست طالبان سکوت می کند ، نه تنها یاد آور نمی شود که قاتلان آنها افغان یعنی پشتون هستند بلکه اصلا یادآور نمی شود طالبان لعنتی از همین قوم افغان است ! آنوقت می آیند و مصاحبه یک هزاره قاتل که اصلا موجودیت خارجی ندارد را بدون سند و مدرک برای عموم منتشر می کنند !
اگر این فرد موجودیت خارجی داشت که تا الان بی بی سی خودش را با هزار تا خبر پر می کرد ، مثل اینکه آقایان به صحت آنچه انجام داده اند تردید داشته و سریع لینک خبر را از سایت به صورت آرشیو در آورده اند !
بی بی سی چه بخواهد و چه نخواهد باید قبول کند که رسانه اش بر دستان چند مزدور خائن ، وطن فروش ، فاشیست و طالبان افغان (پشتون) می چرخد .



آزاد ! آخه تو رو سننه ! (بخش پایانی)

شاید نوشته چند روز پیش بنده در مورد رویدادهای تاسف بار انتخابات سال پیش در ایران ، خاطرات تلخی را برای هر دو جناح در ایران زنده کرده . در این میان فرصتی داشتم تا دیدگاه ها و نظرات بازدیدکنندگان راخوانده و با نوشته های جدیدم در آمیزم . هدف اصلی از نوشته دوم ، جایی برای پاسخ گفتن به شبهات موجود در قسمت دیدگاه ها و روشن سازی یک سری مسائل دیگر است .
در میان نظرات آقایانی همچون ” شیخ حقجو ” و “میلاد” همان مسائل کهنه ی قدیمی را مطرح کرده اند ! آقایان از من پرسیده اند که در ایران نبوده ام و از اوضاع ایران و اینترنت کم سرعت آن خبری ندارم ، در پاسخ به این دوستان باید گفت که یکی از دلایلی که بنده فارسی را روان صحبت می کنم ، زندگی طولانی بنده در ایران است !
بنده هم در ایران بوده ام و هم در ایران زندگی کرده ام و هم از اوضاع ایران خبر دارم . چه بسا همان شب تظاهرات تماسی تلفنی به یکی از دوستان در شیراز داشتم تا ببینم آیا این موضوع در شیراز هم اتفاق افتاده و یا خیر ، که دوستان خیلی واضح گفتند که تظاهرات خیابانی فعلا معدود تهران است .
بعضی از دوستان یاد آور شده اند که نوشته بنده “عدالت آمیز” نبوده و بنده از جانب یک گروه خاص صحبت کرده ام . در پاسخ به این دوستان باید گفت بنده آنچه دیدم و آنچه را که برداشت کردم به نوشته آوردم ، حال این نوشته به قول آقای “ارسطو” یادآور تحریف های نازیسم آلمان بوده ! و یا یک نظر از روی بی صلاحیتی !
آقای “میلاد” که یکی از معترضین ایرانی است گفته است که بنده صلاحیت نظردهی در مورد ایران را ندارم و او که یک معترض است هیچ گاه سعی نکرده تا انقلاب کند ! در پاسخ به این دوست گرامی باید بگویم که یا شما آنقدر از رویدادهای اینترنتی عقب هستید یا اینکه می خواهید از کار کرده یک چهره دیگر بسازید .
اگر به لینک های میان پست ها توجه کرده باشید ، خواهید دید که همرزمان شما در سایت های توییتر مردم را به انقلاب فراخوانی کرده اند ! دوستان شما / هم نوعان شما از مردم درخواست کرده اند که به خیابان ها بیایند . حرف های آقای سازگارا ، یکی از افرادی که به نوعی پشتیبان شماست به این حرف بنده مهر تایید می زند . شما باید اول مواضع تان را با هم قطارانتان هماهنگ کنید و بعد از گوشه و کنار حرفی بزنید .
اینکه آتش زدن اتوبوس ، سطل زباله ، ماشین پلیس و شکستن در و پنجره یک تظاهرات مطالحت انگیز بوده قطعا جکی است که من و شما باید به آن بخندیم . جناب میلاد ، اگر آتش زدن ماشین و اتوبوس تنها برای آرام گرفتن سوزش چشم های شما بوده که راه آسانتری نیز موجود است و آن هم مراجعه به یک چشم پزشک معتبر است . ( البته اگر مدرکش از انگلستان باشد ) . هیچ وقت آتش زدن ماشین پلیس و …نشان دهنده تظاهرات مسالمت آمیز نیست ! همین چند وقت پیش در تورنتو هم مردمان شاهد ابتکارهای چند فراری از تیمارستان بودند ! آنها هم ماشین سوزاندند ، شیشه ها را شکستند و نقاب بر صورت هایشان بسته بودند . پلیس هم خوشبختانه همانطور برخورد کرد که باید می کرد ! اتفاقا همین چند روز پیش سی تی وی به نقل از پلیس چهرهای چند نفر را برای شناسایی در تلویزیون پخش کرد .
بنده هم معتقد هستم زمانی که این تظاهرات رخ داد ، مدرسه ها تعطیل بوده و و برای اینکه گرما در ایران شدت خاصی دارد ، تعداد کثیری به تقلید از چند نفر دیگر به خیابان ها ریختند . اما در این میان تعداد کثیری حضور داشتند که کارشان فقط خراب کاری ( منظور همان آتش زدن زباله دانی ) و حضور با تفنگ قلابی است .
یکی از منابع معتبر معترضان ایرانی سایت رادیو زمانه است که متاسفانه بیش از ۷۰ در صد خبرهایش کپی برداری از بی بی سی فارسی است . در کل بیشتر منابع و سایت های مخالف حکومت ایران کپی بردای از سایت های صدای آمریکا و بی بی سی است . من نمی دانم مردم معترض ایران خیال می کنند که انگلستان به داد آنها می رسد ؟ و یا توقع دارند که انگلستان و آمریکا به داد آنها برسد !
دوستانی که می روند و جلوی کاخ سفید تظاهرات می کنند از آمریکایی ها چه انتظاری دارند ؟ یعنی اینکه جامعه جهانی ! به داد ما برسید همانطور که به داد افغانستان رسیدید و دموکراسی را برای افغانستان به ارمغان آوردید ! پیشنهاد می کنم بروید تاریخ افغانستان را بخوانید و دریابید این آمریکا بود که خروار خروار به اسامه بن لادن پول داد تا علیه شوروی بجنگد. بخوانید و بدانید که این آمریکاست که فک و فامیل بن لادن در آن زندگی می کند ! آن وقت شما از اینگونه افراد تقاضای کمک می کنید ؟ مگر همین آمریکا نبود که صدام را به تخت نشاند ؟ مگر این انگلستان نبود که کودتای ۲۸ مرداد را راه اندازی کرد ؟
همه ی انها یادتان رفته و آنوقت می روید و مطالبتان را از سایت بی بی سی کپی می کنید ؟ واقعا تصور شما این است که انگلستان دلش برای مردم ایران می سوزد !؟
شما اول باید بروید و مفهوم دموکراسی و آزادی بیان را پیدا کنید و بعد به خیابان برای دموکراسی انقلاب کنید ! آمریکا که دارد برای دموکراسی در ایران گلوی خودش را پاره می کند یادش رفته که چند سال پیش یک دختر ۱۴ ساله را به خاطر پست کردن یک مطلب در سایت مای اس پیس با عنوان “بوش را بکش” روانی زندان کرد !
هدف من با این دو نوشته جانب داری از دولت ایران نبود ، جانب داری از جنبش سبز هم نبود . کوبیدن این دو هم نبود ! تنها می خواستم یادآور شوم که شمایی که روی افکار دموکراسی رژه می روید و خواب های آزادی آمریکایی می بینید بدانید که این آزادی چیزی نیست که از نامش پیداست !
همین چند سال پیش شما افغانستان را به بی فرهنگی متهم کردید که چگونه جناح های مختلف نمی توانند بر سر یک موضوع به توافق برسند ، حال ما نظاره گر این اختلافات در یک جامعه فرهنگی هستیم ! یک زمانی تعداد کثیری از مردم ایران ، افغانستانی ها را مسخره می کردند و می گفتند که چطور است که افغانستانی ها در طول ۳۰ سال دارند با یک دیگر می جنگند ؟! پاسخش را امروز دریافتید دوستان ! انفجارهای انتحاری زاهدان و تقسیم شدن دو گانه ایران همانطور اتفاق افتاد که افغانستان ۳۰ سال است با آن دسته و پنجه نرم می کند ! حال پاسخ را نه تنها به صورت کتبی بلکه به صورت عملی مشاهده خواهید کرد .



آزاد ! آخه تو رو سننه ! (بخش اول)

اشاره : حوادث بعد از انتخابات در ایران موضوعی است که به خود مردم ایران مربوط می شود و بنده هم این اجازه را به خودم نمی دهم تا وارد مباحث سیاسی خصوصا در مورد ایران شوم . ولی به هر حال جامعه مجازی است و آزادی بیان ! به همین دلیل بدون اینکه باعث آسیب رساندن به جنش سبز و یا لطمه زدن به حیثیت دولت دهم شوم حرف هایم را در اینجا می نویسم !

یکی از دلایلی که من در مورد کشور ایران و سیاست هایش چیزی نمی نویسم برخود نامتعارف مردم ایران است ، حالا نمی گویم مردم ایران ، ولی کسانی که به اینترنت دست رسی دارند و خودشان را سخنگوی مردم ایران می نامند ! فکر می کنم دو سال پیش بود که من وارد یک وبسایت به نام ” د… ” شدم . وبسایت د.. یکی از وبسایت های سرسخت مخالفان جمهوری اسلامی ایران است که بیشتر لینک های ارسالی در آن سایت به وبلاگها و سایتهایی ارجاع می شود که همه اش توهین و فحش و حرفهای رکیک در مورد سیاستها و شخصیت های جمهوری اسلامی ایران است .
اعضای اصلی این سایت هم افرادی فعال هستند که بیشتر لینک ها را آنها ارسال می کنند ، همین افراد بیشترین نظرات را در بخش لینکها می نویسند. متاسفانه سیاست سایت د… خودخواهانه است ، به همین دلیل زمانی که بنده در یک جا در مورد ایران بحث کردم همه ی کاربران جمع شدند و گفتند ” آزاد ! آخه تو رو سننه !” /” اصلا به توی افغانی چه ؟ ” / ” تو توی کانادا نشستی ، به ایران چه کار داری” / ” همین مونده که یه افغانی در مورد ما نظر بده ” / و کلی حرف های دیگر ! حتی یک نام کاربری تقلبی به نام ” … ” ساختند و از نام من سو استفاده کردند ! خلاصه اینکه من هم سایت را ترک کرده و اصلا حال و حوصله ی جر و بحث با چند تا آدم خشک مغز که فقط فحش بلد هستند را نداشتم ! و البته این است سیاست سایتهای مخالف دولت ایران !
مورد دوم اینکه چه باور کنیم و چه نکنیم مردم ایران به دو طرف مخالف هم تبدیل شده اند . دو طرفی که خیال می کنند یکی از دیگری برتر است . درست همان حکایتی که برای افغانستان اتفاق افتاد و مردم را گروه بندی کرد ، برای ایران پیش آمد . گروهی به نام “جنبش سبز” شکل گرفت که می خواهند سر به تن یک بسیجی نباشد . از آن طرف طرفداران دولت هم جنبش سبز را جلبک دریایی خطاب کردند و باعث جریحه دار شدن روح آرام و صلح آمیز معترضین شدند و آنها هم ناچار به سوزاندن زباله دانی ها و آتش زدن اتوبوس ها روی آوردند !
زمانی که تصاویر اتش زدن اتوبوس ها و شکستن شیشه های مغازه ها را دیدم یاد فیلم ” شبهای برره ” با کارگردانی مهران مدیری افتادم . مردم شهر برره برای اعتراض به شهرداری ، شیشه های خانه ی خود را می شکستند ! همان طور که چند وقت پیش دوستاران صلح و برداری شیشه های مکتب معرفت را در افغانستان شکستند !
بگذریم ، من اصلا کاری ندارم که کدام طرف خوب است یا بد ، ولی انصافا اگر جمعیت ۷۲ میلیونی ایران ، حتی نصفشا خواهان برکناری جمهوری اسلامی ایران بودند تا الان یک انقلاب دیگر اتفاق افتاده بود . جدا از اینکه ایرانیان خارج از کشور تنها ۳ میلیون هستند که فکر نمی کنم همه شان هم طرفداری جنبش سبز باشند !
نیمی از مخالفان دولت ایران هم که خوشبختانه کاربران اینترنتی هستند ! آنانی که می گویند اینترنت در ایران سرعتش کم است ! ولی ۱۰۰ تا ویدیو در یوتیوب آپلود می کنند ؟! و یا هزار تا توییتر می فرستند ! مخالفانی که پادگانشان سایت بی بی سی و صدای آمریکا و سایت ایرانیان انگلستان است .
باید باور کنیم که انقلاب سال ۱۳۵۷ با آتش زدن سطل آشغال و شکستن شیشه در و همسایه و چهار تا فحش رکیک بوجود نیامد . انقلاب سال ۵۷ هم تنها مختص محله های تجریش و سعادت آباد نبود ، معترضین هم با اسلحه های اسباب بازی به خیابان ها نیامدند . آن زمان اینترنت هم نبود تا سریع سریع شایعه توییتر بزنند که ” رهبر ایران با هواپیما به پادگان نظامی منتقل شد ” ( پیش خودمان بماند من با شنیدن این خبر از خنده روده بر شدم ).
مشکل انقلابیون این زمانه این است که می خواهند با فتوشاپ انقلاب کنند ! یا با اسکناس نویسی و استفاده از سیب زمینی برای مهر و موم کردن اسکناس می خواهند اعلام جنگ کنند ! و یا با بمب “موزی” به مبارزه بروند ! نشستن پشت کامپیوتر و پشت سر هم توییتر و پیامک اس ام اس فرستادن و چک کردن خبرهای وزین بی بی سی و آپلود کردن ویدیو در یوتیوب با انقلاب کردن خیلی فرق دارد ! انقلابی که با یک رنگ آغاز شده و  بخاری از آن بلند نشود انقلابی نیست که بتوان روی آن حساب باز کرد .