سرما

دست هایم را روی هم می گذارم و می فشارمشان تا گرم بمانم . گاهی اوقات آن ها را در جیب هایم پنهان می کنم تا از سرما محفوظ بمانند . اما هنوز می لرزم و احساس سرما دارم . نفس هایم در این هوای سرد مثل دودی در مقابل چشمانم به آسمان می روند و بعد از گذشت چند ثانیه گم می شوند . اتوبوس امروز دیر کرد ، صندلی های ایستگاه پر از آدم هایی شده بود که سعی می کردند با کشیدن سیگار خودشان را گرم کنند .

هر بار که نگاهی به ساعت می انداختم ، عقربه هایش از یکدیگر پیشی می گرفتند و گویی زمان برایشان میدان مسابقه ی شده است . یکی پایش را به زمین می کوبید و با خود حرف هایی زمزمه می کرد. همه نگران بودند که دیر به مقصدشان برسند .
اتوبوس در کنار چراغ قرمز آن طرف خیابان ایستاد ، همه نگاه هایشان به طرف اتوبوس بود . چراغ سبز شد ولی حرکت نکرد ،کسانی که در ایستگاه بودند با خود می گفتند که چه شده است . سرانجام اتوبوس حرکتی کرد ولی وقتی به ایستگاه رسید چراغ هایش خاموش شد . راننده با عصبانیت به ما رو کرد و گفت : کار نمی کند….با خودم گفتم قلب اتوبوس هم در این سرما یخ زده است….



دوست گرامي ، شما با وارد کردن ايميل خود و تاييد ايميل ارسال شده توسط فيدبرنر مي توانيد آخرين مطالب سايت را از طريق ايميل دريافت کنيد . ايميل شما پيش ما محفوظ مي ماند و هچ گونه ايميل تبليغاتي براي شما فرستاده نخواهد شد.





۱۴ دیدگاه برای : سرما

  1. علی :

    سلام

    یادم می آید بچه که بودم فکر می کردم همه آدم هایی که دود از دهانشان بیرون می شود ، یخ کرده اند. حتی آنانکه سیگار می کشیدند.
    شاید هم موتر ها و …
    همین اتقاق هاست که باعث می شود ذهن سیال ما در کوچه های خاطرات حرکت کند. و در پیچ و خم زندگی بایستد. نگاهی دوباره به تکرار لحظات و آنگاه حرکت و رفتن به سوی پیچی دیگر…

    منتظرم

    آسمان مال تو باد و زمین هم

  2. موج سوم :

    دوست عزیزم جناب آقای آزاد سلام
    سرما را خواندم تصویر زیبایی ارائه داده اید امید وارم موفق تر از دیروز باشید
    از اینکه گذر جناب عالی به موج سوم می افتد ازین جهت اظهار خوش بختی می کنم
    امید وارم که برای همیشه موج سوم را تا به ساحل نجات همراهی بفرماید
    متشکرم

  3. خالق(مسافر) :

    آزاد عزیز!
    سلام.
    تشکرازلطف شما .
    وب شما هم خیلی قشنگ وزیباست. دست مریزاد.
    چطوری با تبادل لینگ؟
    سلام برسان.
    به امید دیدار.
    سبزباش وبهای.

  4. فریدون :

    سلام آزاد جان دوست عزیز
    خیلی خیلی تشکر که به وب من آمدید و نظر هم دادید خیلی خیلی تشکر

    واقعا جالب بود مطلب شما

    امید وارم همیشه موفق باشید

    و هر جا هستید در کنار خانواده محترم تان باشید

    خدا حافظ منتظر شما هستم

  5. محمد نعیم دهقان زاده :

    سلام دوست گرامی! چقدر پر معنی و روان بود. خواندم و لذت بردم. ولی خدا نکند از همین حالا آنقدر در آنجا سرد شده باشد که وضعیت اینطوری باشد. چند روز قبل در پاکستان رفته بودم و سفرم با تلخیها و سرگردانیها و خوشیها توام بود. تصمیم دارم این سفرنامه را بر روی کاغذ پیاده کنم. ولی فکر می کنم فعلا فرصتی وجود ندارد. من کوئته را خیلی دوست دارم و سال قبل نیز در آنجا سفر نموده بودم و سفرنامه ام را در ویبلاگم گذاشتم.

  6. کاظم :

    سلام … آزاد عزیز …. دوست و همراه همیشگی من ….با گرمای احساست به سرمای دل ما گرمی بخشیدی …آزاد جان در مورد درخواستی که کرده بودید … اولا که خیلی تشکر میکنم که من رو قابل دونستید و از من چیزی خواستید و دوما شرمنده ام که نتوستم اونجوری که شما خواسته بودید …به درخواستتان پاسخ بگویم… متاسفانه در ایران سرعت اینترنت خیلی پایین هست که نتونستم فایل کامل رو براتون رو هاست خودم آپلود کنم … خلاصه شرمنده …به امید دیدار …

  7. ‏zinat noor‏ :

    سلام به آزاد گرامی و عزیز ، امید که خوب باشید. سپاس برای حضورسبزتان در نگاه. اخوان ثالث هم شعری بسیار مشهوری در این راستا دارد.
    مهدی اخوان ثالث:

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،
    سرها در گریبان است

    کسی سر برنیارد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

    نگه جز پیش پا را دید، نتواند

    که ره تاریک و لغزان است

    و گر دست محبت سوی کسی یاری

    به اکراه آورد دست از بغل بیرون

    که سرما سخت سوزان است

    نفس کز گرمگاه سینه می آید برون،
    ابری شود تاریک

    چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

    نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم

    ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟

    مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین!

    هوا بس ناجوانمردانه سرد است…آی…

    دمت گرم و سرت خوش باد

    سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

  8. Negar :

    salam
    shoma khobin?
    khoshhal shodam dobareh beh man sar zadin
    weblogeh jadidetan ro beheton tabrik migam
    rasti man up kardam
    felan bye

  9. شبتاب :

    سلام
    اگر فقط احساسی از درک به شما از یک اثر دست داده اثر به هدف خودش رسیده طرح بیشتر داستانها ومینیمال ها حاصل یک کشف است که از ناخودآگاه انسان میآید راستش من نمی دانم پیام یا مفهوم “سایه ها “چیست اصلا خالق یک اثر هیچ وقت بیانگر پیام آن نیست خواننده نیمه دیگر اثر است شما به عنوان مخاطب در واقع به اثر معنا میدهید وهمین طیف وسیع تاویل ها وتفسیر هاست که اثر را زیبا میکند و خواننده نباید تصور کند یک اثر در نهایت یک پیام دارد دوست داشتم شما هر چیزی که حتی فکر میکنید شاید پیامش باشد به من بگویید شاید من به ناخودآگاه خود بیشتر دست یافتم ممنون

  10. مجتبی :

    سلام آزاد!!
    اپم اگر وقت داری بیا سر بزن!

  11. قانع زاده :

    حادثه بغلان را چگونه می بینید؟

  12. زهرا جعفری :

    با سلام
    وبلاگ چاکه های سرخ با مقاله ی تحت عنوان “استاد مزاری احیأگر هویت سیاسی – مذهبی، جامعه ی هزاره و شیعه در افغانستان” به روز می باشد .

  13. احمد ذکی :

    آقای آزاد شما مطلب خوبی را ارائه کردید در مورد سرما خوشحال شدم که سری در سایت شما زدم
    سبز باشید .

  14. fatima :

    salam azad aziz! bazaham ziba bod.
    soma navisenda khili khobi hastid,,movafag based

ارسال دیدگاه