این روزها با چشمه ریگی

بهار

بازهم چشمه ریگی را تغییر چهره دادم …چند وقتی بود که گرفتار کارهای روزانه ی خویش بودم و حتی وقت سرزدن به چشمه ریگی را هم نداشتم. هنوز در مورد چشمه ریگی به تصمیم نهایی نرسیده ام . به هر حال درهمین ماه های بعد بازم به گمانم چشمه ریگی را تغییر دهم . تا ببینم که چه می شود…باز هم مثل همیشه تنبلی خویش را به گردن کارها و مشغله های زندگی می اندازم. تقریبا یک ماه دیگر تابستان می شود و باز مکتب ها رخصت می شوند . آنوقت شاید بهانه ی برای حضور نیافتن در چشمه ریگی نداشته باشم. داشتم نوشته های قبلی ام را در وبلاگ روزنوشت می خواندم ، درست مانند سال گذشته برنامه ها تکرار شدند و پایان یافتند و البته بازهم تکرار خواهند شد. به هر حال زندگی همیشه تکرار حادثه هاست.




۸ دیدگاه برای : این روزها با چشمه ریگی

  1. بادبادک‌باز :

    http://www.noma-afg.org/fa_page.php?cid=208
    توضیح:

    روز سه شنبه ۴ دی ۱۳۸۶ به همت انجمن دانشجویی خانه نواندیشان، برنامه نقد رمان در دانشکده علوم ‌اجتماعی دانشگاه تهران با بررسی رمان «بادبادک‌باز» اثر خالدحسینی، به انجام رسید. «اسداالله احمدی»، سخنانی درباره نقد این رمان مطرح کرد و به برخی از سئوالات دانشجویان پاسخ داد. این گزارش خلاصه‌ای است از متن سخنرانی اسدالله احمدی (بودا) در این جلسه.

    خانه نواندیشان ـ دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

    با تشکر از مسئولینِ”خانة نواندیشان“ که زمینه‌ی را فراهم کردند تا بیاییم در باره‌ی رمانِ بادبادک‌باز خالدحسینی با هم ”گفت‌ـ‌وـ‌گو“ نماییم و با اجازه از استادِ محترم ”دکتراباذری“ که ما را با مباحث نظری رمان و جامعه‌شناسیِ ادبیات آشنا کرد، سعی می‌کنم به صورتِ مختصر در باره‌ی رمان بادبادک‌باز که اکنون به یک رمان جهانی تبدیل شده، لحظه‌ی در خدمتِ شما باشم. نکات اصلی را ”استاداباذری“ خواهند گفت.

    بادبادک‌باز نیاز به معرفی ندارد، با آن‌که از اولین انتشار آن زمانی زیادی نمی‌گذرد، تا حالا به بیش از ۴۰ زبان دنیا ترجمه شده است. در ایران نیز با استقبال خوبی رو به‌رو شد. دو تا ترجمه‌ی فارسی از آن وجود دارد، البته هردو دارای مشکلاتی هستند، مخصوصا در مورداسامی‌خاص. فی‌المثل ”هزاره“ را ”هزاره‌ی“ ترجمه کرده، زندانِ ”پل‌چرخی“ را، ”پل‌چارکی“ و ”قرغه“ را”غرقه“، اما به هرحال، باید از مترجمین این کتاب که با ترجمة آن ”جهان‌زبانی“ ما را وسعت بخشیدند، تشکر کرد. این رمان از فاجعه‌های خاموش سخن می‌گوید؛ فاجعه‌هایی که کسی در باره‌ی ‌آن‌ها سخن نگفته است. وقتی فاجعه‌ی رخ می‌دهد، زبان به لحاظ معنوی آسیب می‌بیند، اما روایت فاجعه‌ها در قالب روایت‌تاریخی، داستانی یا هر رروایت دیگری، زبان را از ”آلودگی‌ها“ تطهیر می‌کند. بادبادک‏باز انعکاس صدای بی‏صدایان در زبان است و انعکاسِ صدای بی‌صدایان را باید ”تقوای‌زبان“ دانست. اگر از این منظر نگاه کنیم، ترجمه بادبادک‌باز به ”زبان‌فارسی“، تا حدودی توانسته است به معنویت این زبان کمک کند؛ زبان فارسی در مورد ”افغانستان“، مخصوصا فاجعه ”نسل‌کشی هزاره‌ها توسطِ ‌امیرعبدالرحمن“ که در آخر قرن ۱۹ در آن‌جا افتاده، ”سکوت“ کرده است و بنا بر این گناهکار است، ترجمه بادباک‌باز به زبان فارسی ”توبه“‌ی این زبان در برابر ”گناه‌سکوت“ نیز ‌می‌باشد

  2. مجتبی :

    سلام!
    با یک مطلب جدید آپم!!

  3. ‏آسمان‏ :

    سلام . جالب بود

  4. آشنا دبیر سایت سازمان دانش‌آموزی ناحیه یک کرج :

    سلام. خسته نباشید. سایتتان مثل یک دانستنی‌ها می‌باشد و ما هم با اجازه هم از مطالبتان در انجمن‌هایمان استفاده خواهیم کرد و هم لینکتان دادیم.

  5. شمع روشن :

    سلام دوست عزیز. چهره تازه و زیبا و پرمحتوای چشمه ریگی مبارک. موفق باشید

  6. fatima :

    salam barather ! hoshal sodam dobara az navistahai dobarasi tan, va az chihrai jadid tan ,ziba soda baz ham.,hamisa movafaq base

  7. ‏فرهاد‏ :

    چرا وبلاگ رو بروز نمی کنی؟ الان دو ماهه که نیستی؟

  8. حسین الله :

    سلام دوست گرامی وبلاگ قشنگ دارید موفقیت بیشتر از حال برایت میخواهم
    لینک وبلاگ شما اکنون در وبلاگ من گذاشته شده و ما را به عنوان  ( بزرگترین مرکز مطالب و نرم افزار های رایگان ) (http://www.hasinullah.co.cc) لینک کنید
    خدا حافظ
    موفق باشید

ارسال دیدگاه