تظاهرات هزاران نفر در کابل

تظاهرات هزاران نفر در کابل

تظاهرات ده ها هزار نفر هزاره در کابل علیه کوچی ها و حکومت طرفدار کوچی نشان داد که یک تفاوت آشکار بین افغان و هزاره از نگاه برخوردهای سیاسی بوجود آمده است . افغانها برای رسیدن به خواسته های خود که همان قبضه کردن تمامی قدرت و بیرون کردن دیگران از کشور باشد ، به کمر خود بمب بسته و خود را منفجر می کنند تا با کشتن خود و چند انسان بی گناه به جهان نشان دهند از دولت کابل راضی نیستند!
اما هزاره ها برای رسیدگی به حق غصب شده خود برای جلوگیری از قتل عام مردم بی گناه خود توسط کوچی ها با پشتیبانی دولت ، دست به تظاهرات مسالمت آمیز می زنند تا به جان نشان دهند که حکومت کابل ، حکومت ضد تمدن و ضد آرمانهای مردمی است .
حال این پرسش مطرح است که آیا جامعه جهانی در این بازی به جانب داری از جکومت می پردازد و یا اینکه جانب مردم طرفدار دموکراسی و قانون را می گیرد؟
اگر جامعه جهانی و سازمان ملل و کشورهایی که تحت شعار دموکراسی به افغانستان رفته اند ، به خواسته مردم آرام و صبور هزاره توجه نکند ، این حقیقت به جهانیان آشکار خواهد شد که شعارهای طرفداری از دموکراسی یک دروغ بیش نبوده و جامعه جهانی مشوق وحشیگری ، درنگی و انتحار است ! و خود ملیت های دیگر را نیز تشویق می کند که مثل افغان ها و پشتونها راه انتحار را پیش گیرند…
دیده شود که جامعه ی جهانی کدام روی سکه را به نمایش می گذارند ، طرفداری از دموکراسی و آزادی بیان یا طرفداری از توحش و انتحار!
در همین رابطه :
گزارش سایت خبری نما [همراه با تصویر]
گزارش سایت خبری کابل پرس [همراه با تصویر]
گزارش سایت خبری بی بی سی فارسی [همراه با تصویر]
تصاویر جمع آوری شده از تظاهرات




۱۰ دیدگاه برای : تظاهرات هزاران نفر در کابل

  1. کاکه تیغون :

    سلام و ارادت
    مطالب تان را خواندم و مخصوصا ً از نوشته قبلی بیشتر آموختم.
    کوشا و بردبار باشید.

  2. ‏Mojahid‏ :

    من هم در تظاهرات شرکت داشتم . درود بر مردمان هزاره که امثال مثل سال گذشته در برابر این حیوانات کوچی نام مقاوت کردند!

  3. fatima :

    salam barather nihayat khobam azad mihraban! omid inke khob va salamat bashed, khili khili bibahsed ki der rasedam, vali yadam bod ta ba in khana tan biyam va dil navistahai khob va ba arzis tan ra bikhanam. soma nihayat ziba minavesed, na ziba balke az ahsas pak va faryad hai mardom man.khamisa khamn qism fal va movafaq bashed.
    navista hai tanra ta jai khandam, va ba zodi diga navista hai tan ra ham mihanam.
    roz hai khobe dasta bashed.
    khowar tan fatima.

  4. آشنا دبیر سایت سازمان دانش‌آموزی ناحیه یک کرج :

    سلام. آمد عید مبعث و عرش و سماء به وجد آمد در بعثت نبی از جان و دل گوییم هر لحظه بر نبی صلوات و بر آل نبی …….. میزبان دوستداران رسول و زان پس مسرور حلول ماه شعبانیم.

  5. سید محمد اصغری :

    سلام………………………………….
    واقعا این معضل کوچیها وحشی درد اوراست
    این دولت مزدور مردم خلع سلاح کردن.
    عجب اینجاست کی کوچیها ازادانه بااسلحه های پیشرفته وخطرناک
    مردم مظلوم وبی گناه را به خاک خون می کشاند ودشت از چپاول که صفت ویژه انهااست بر نمیدارد .
    مسؤلان امروزی افغانستان بدانند که حل نکردن این مشکلات جبران نشدنی خواهد شد..
    باتشکر ازشما هموطن عزیز .. دعا کنید عمویم خوب بشه
    درکابل بستری است درمنطقه قرباغ یک ماشین مورد حمله طالبان یا کوچیها قرارگرفته که یکی از زخمی شده گانش عمویم بود
    خیلی نگرانم نمیدانم الان حالش چطوره دیروز که زنگ زدم ازاصفها گفتن حاش یه مقدار خوب شده وبه حرف امده خلاصه دعاکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  6. دکترمحمد ناصر :

    کرزی یک “مداری” موفق ویک رئیس جمهورنالایق است.

    تمام دارایی مردمان قریه جات بهسود به قرار ذیل است :
    اندکی زمین،مقدارکمی مواشی وچند اطاق گلی ! این مردمان از ۱۲ ماه سال ، حداکثر ۵ماه فرصت کشت وکار دارند و۷ ماه دیگر را درسرما ، برف ، بیکاری وقطع ارتباط با جهان خارج بسرمیبرند.
    پس از سرکارآمدن حکومت کرزی مردم بهسود جزو اولین مردمانی بودند که به پروسه صلح پیوستند وازپروسه خلع سلاح حمایت صادقانه وهمه جانبه کردند وداوطلبانه به دایاگ وddr پیوستند. ازبهسود وهزاره جات تا سه سال قبل حتی یک گلوله برضد حکومت فیرنشد ،خونی ازدماغ کسی نریخت، بمی انفجار نکرد کسی اختتاف نشد، حتی صدای مطالبات برحق خویش را ازحکومت بلند نکردند، نداشتن سرک وکلینیک ومکتب وبرق وسایل زراعت را فریاد نکردند. هرچه بود نهایت همکاری با دولت وجامعه جهانی بود هرچه بود صلح بود وآرامش وسکوت وفقر وسختی وتنگدستی واستواری برای تحمل تمامی مشکلات.
    مدت سه سال است که کوچیان مسلح درشروع فصل گرما ( یعنی شروع فصل کشت وکار وبه مدرسه رفتن اطفال وبازشدن راههای ارتباطی ودوباره فعال شدن کلینیکها ) به بهسود آرام وکوچک وزیبا هجوم می آورند ، با ده ها هزار مواشی وبیش از هشتصد نظامی مسلح که پیشاپیش وکیلومترها زودتر از قبیله کوچی ، با نهایت بیرحمی به قتل وغارت ساکنان بهسود پرداخته وباعث کوچ اجباری ساکنان قریه ها میشوند.
    سال گذشته کوچیان مسلح ۱۱ نفر از ساکنان بهسود را کشتند وامسال دوبرابرآنرا!؟
    سال گذشته حصه دوم بهسود را آتش زدند وغارت نمودند وامسال حصه اول ودوم را یکجا درقتل وغارت وآتش فروبردند!!!
    وقتی بیش از دوماه کشت وکارمردم آبیاری نشود خود بخود کشت وکارازبین می رود (بگذریم که وقتی ده ها هزار مواشی فقط یکبار روی کشت وکار خوابانده شود چه پیش خواهد آمد؟؟!!) وقتی ذخیره های زمستانی آتش زده شود ،وقتی سقف چوبی خانه وسرپناه دراثرآتش فروریزد، وقتی مواشی واموال به غارت ویغما برده شود آیا امکان زنده ماندن یک دهقان درخانه آتش گرفته ، با زراعت ازبین رفته ومواشی واموال به تاراج رفته باقی می ماند؟!
    ادامه دارد….

  7. دکترمحمد ناصر :

    ضمیمه یکم: امسال به شهادت تصویر واسناد موثق بیش از۹۰% خانه های دهاقین آتش زده شده اند( فرض کنیم که اموال ومواشی وکشت وزرع سالم مانده باشند! ) اکنون ساکنان بهسود خانه وسرپناهی ندارند تا هفت ماه باقیمانده سال را زیرآن بسربرند ،ناچار باید به شهر بازگردند ، به شهری که متراکم ازمردمان بی سرپناه وبیکار وفقیراست به شهری که وقتی کار نباشد نان نیست کرایه خانه نیست پول قلم وکاغذ بچه ها نیست پول دوای داکتران نیست. بیش ازدوماه کوچیها زمینهای مردم راچریدند وچورکردند وآتش زدند وکشتند ومواشی مردم را باخود بردند آنها سیروسرمست بازگشتند واکنون دهاقین فقیر حیران وسرگردان با بلایای به بارآمده باید دست پنجه نرم کنند. با بازگشتن کوچیان غایله ختم نخواهد شد بلکه فاجعه انسانی تازه شروع خواهد شد. من خود شاهد بودم که دوروز پس از صلح پذیرفته شده توسط کوچیان قریه های “مچه قل پایین وبالا” و”اوچک” را سه بار آتش زدند – صبح ،ظهر وعصر- روز بعد قل “نوری” را آتش زدند که تاظهر آتش ودود آن به هوا بلند شده بود، هنگام ظهر ۵ رنجر اردوی ملی بهمراه یک زره پوش وارد قریه” نوری” شد که با سررسیدن اردوی ملی آتش خاموش شد وامیدوارشدیم که دیگر آتش زدن وغارت کردن متوقف خواهد شد. اما این امید فقط نیم ساعت طول کشید زیرا پس ازنیم ساعت اردوی ملی آن ساحه را ترک کرد ومتاسفانه دوباره کوچیان آن قریه را آتش زدند. این سوال باقیماند که برای چه چیزی اردوی ملی وارد قریه اشغال شده توسط کوچیان شدند وپس ازنیمساعت آنجا را ترک کردند؟؟!! ترک صحنه توسط اردوی ملی چراغ سبزی بود برای کوچیان تا درغیاب آنها با قلبی مطمئن ودلی آرام به غارت وآتش زدن خانه های مردم بپردازند.تمامی خانه های حصه اول بهسود پس از پذیرش صلح ودرغیاب اردوی ملی آتش گرفته است. البته اردوی ملی درحصه دوم بهسود حضور پررنگ وموثری داشته است وحضورآنها مانع ازآتش گرفتن خانه ها وازبین رفتن کشت وکارمردم- با وسعتی که درحصه اول دیده میشود- شده است. ادامه دارد…..

  8. دکترمحمد ناصر :

    ضمیمه آخر
    چند سوال :
    چرا درحصه دوم بهسود که ساکنان آن درمقابل کوچیان محکم ایستادند وازخانه های شان دفاع کردند هیئت بلند رتبه وبا صلاحیت صلح بهمراه اردوی ملی قوی وموثر فورا دخالت کردند ومانع ازدرگیری بیشترشدند اما وقتی مردم حصه اول به امید دخالت دولت درمقابل حمله کوچیان به دفاع محکم ایستاد نشدند وتمام قریه جات خود را به نفع کوچیان رها کردند دولت کرزی هیئتی ضعیف وبدون اردی ملی  قوی بسوی ساحه ارسال نمود؟
    شاید دفعه اول که ساکنان بهسود محکم به دفاع ایستادند ، روند حوادث به نفع کوچیان نبود که آقای رئیس جمهور سراسیمه هیئت صلحی باصلاحیت واردوی ملی قوی وارد صحنه نمود اما دفعه دوم که روند حوادث به ضررساکنان بهسود وبه نفع کوچیان  بود هیئت صلحی ضعیف وبدون اردوی ملی قوی ارسال نمود که نتیجه آن آتش گرفتن تمامی خانه های حصه اول بهسود وغارت اموال ومواشی  وکشت وکار مردم شد.
    جالب آنکه وقتی حصه اول به آسانی بدست کوچیان افتاد  تظاهرات گسترده ای برعلیه کوچیان وسیاستهای حکومت کرزی درکابل وهرات ومزارشریف  شکل گرفت ولی این فشارها ومطالبات شهروندان هیچ اثری بررئیس جمهور دل نازک ودل رحم ومردمی ! ایجاد نکرد تا مانع از قتل وغارت کوچیان شود.
    تنها مانع بازدارنده قوی وموثردرمقابل کوچیان ، مقاومت ساکنان حصه دوم بهسود بود که هم ازپیشروی کوچیان به داخل حصه دوم جلوگیری کرد وهم باعث شد که  نمایندگان ریسس جمهورسراسیمه به منطقه درگیری حاضرشوند .
    تخریب بیش از۹۰% خانه های حصه اول بهسود توسط کوچیان نتیجه عدم مقاومت جدی ساکنان آن وبی توجهی عمدی آقای رئیس جمهموربود وسالم ماندن بخش عمده ای از حصه دوم بهسود بدلیل ایستادگی جدی ساکنان آن درمقابل کوچیان ودخالت سراسیمه دولت کرزی بود.

  9. دکترمحمد ناصر :

    باقیمانده ضمیمه آخر:

    شاید تحریک کوچیان توسط اطرافیان آقای کرزی و حمایت آشکار وپنهان آقای رئیس جمهورازکوچیان نوعی دلجویی ازقبیله پشتون خویش وجلب حمایت آنها درانتخابات ریاست جمهوری باشد اما آقای رئیس جمهور” هوش جمعی”  رافراموش کرده است.
     درست است که بدون حمایت پشتونها، آقای کرزی دوباره به کاخ ریاست جهموری قدم گذاشته نمیتواند ولی هم پشتونها وهم هزاره ها وهم سایراقوام افغانستان به سادگی دریافته اند که کرزی یک “مداری” موفق ویک رئیس جمهورنالایق است. دربی لیاقتی رئیس جمهورهمین بس که دردوران ملامحمد عمر نیز چنین فجایعی میان اقوام کوچی وهزاره شکل نگرفته بود وچنین حجمی ازتخریب ساحه پیش نیامده بود.
    هم اکنون ساکنان بهسود ناامید ازحکومت کرزی به فروش اموال ومواشی خویش پرداخته ودرحال خرید مجدد اسلحه برای دفاع ازخانه خویشند ، مسلح شدن مجدد ساکنان بهسود وناامن شدن امن ترین وهمکارترین مناطق باحکومت کرزی  نشان ازبی کفایتی او دارد.
    دودسیاست “بازگشت به قبیله” آقای رئیس جمهمورکرزی ابتدا به چشم خود اوخواهد رفت وزمان این مسئله رابه پیش چشم اوخواهد آورد.
    هزاره ها وکوچیان ازمحرومترین اقوام افغانستان بوده اند که همواره مورد سوء استفاده سیاسی حکومتهای وقت قرارگرفته اند که اگرخدا خواهد اینبارحاکم فعلی  درنیتهای سوء خویش ناکام خواهد ماند،والبته شواهدی براین ناکامی ظاهراست. اکنون بردرودیوار خانه های سوخته ساکنان بهسود این شعارنوشته شده است:
     
    کوچیگری “بیداد” است                 میراث یک “جلاد” است
     
     
    آیا آنچه که باعث شد امیرعبدالرحمن خان بیچاره امروز بنام “جلاد” دراذهان مردم شکل گیرد خواهد توانست آقای کرزی را دوباره به کاخ ریاست جمهوری راه دهد؟!

    ادامه دارد…. 

  10. دکترمحمد ناصر :

    اتمام مقاله:

    مسئله کوچیگری ازجمله کوچکترین مسایل قابل حل کشورماست که درایت وسیاست آقای رئیس جمهوررا به چالش کشانده است ، والبته کوچیگری درایت وسیاستهای سران قوم هزاره وکوچی را نیز به محک طلبیده است. اگرچه قتل وآتش وغارت بهسود درسه سال متوالی نشانی ازبی لیاقتی حکومت درحفظ امنیت ومنافع مردم وشهروندان است ولی نشاندهنده بی کفایتی سران قوم هزاره وکوچی نیز میباشد.جنگ کوچی وهزاره های بهسود واخذ قربانی ازهردوطرف چیزی جز نارسایی وناکارآمدی رهبری قومی وقبیلوی نمیتواندباشد .
    هم اکنون سران قوم هزاره  دراختلافات درونی پیچیده وتاریخی بسرمیبرند که فساد ورخوت نیز درآنان رخنه کرده است. فساد وتشطط درمیان رهبران قوم هزاره  ورخوت و سردرگمی روشنفکران آن عامل اصلی دست اندازی کوچیان به خانه های مردم است.
    تسلیح وتحریک کوچیان ، نوعی انحراف وفسادفکری ونوعی حرکت باج خواهانه وامتیازطلبانه سران قبیلوی آنها ازمردم افغانستان بشمارمیرود که  بدنبال تعبیرخواب “پشتونیزم “خویشند (خدا ازخواب بیدارشان کند!)
    سران قبیلوی کوچی به تنها چیزی که توجه ندارند وضعیت تأسفبار وخشونت وعقب ماندگی تاریخی کوچیان است.
     

ارسال دیدگاه