صدای انفجار را این بار خیلی از نزدیک شنیدم ، انفجار دنیای مجازی وبلاگستان درهمین کناره گوشم رخ داد . و بلاخره وبلاگستان با گروه ها و کاربران مجازی اش وارد جنگ شدند . تصور کردن وبلاگستان به یک میدان جنگ اگر سخت نباشد ، آسان هم نیست ،چون خیلی رویدادها را می توان به یک جنگ واقعی تشبیه کرد . به طور مثال کسانی که می آیند و وبلاگ می سازند و در آن مطلب می نویسند مانند یک سرباز می مانند که اسلحه شان همان قلم و تفکری است که با آن مخاطب و یا دشمن را هدف قرار می دهند .
در این میان ،مخاطبانی که جنبه دارند می آیند و از راه درستش یعنی به وسیله حرف و کلمات با طرف می جنگند . چطور ؟ یعنی اینکه اگر فرد اولی قلم و افکارش را طرف فرد و یا افرادی نشانه گرفت ، در عوض آن شخص و اشخاص هم افکارشان را در قسمتی به نام نظرات به نمایش می گذارند و مانند سربازان از خود دفاع می کنند .
اما اگر نویسنده و مخاطب فردی عقده ای باشند آن وقت قضیه فرق می کند ! آن وقت نویسنده وبلاگ بجای راه رفتن روی خط راست همه را اعم از خوب و بد می کوبد و به قول معروف به جاده ی خاکی می زند . مخاطب هم بجای اینکه اسلحه اش را طرف شخص نویسنده هدف بگیرد و با منطق پاسخ گو باشد به خودش نام “هیچ کس ” می دهد و با بمب بسته بخودش یک حمله ی انتحاری راه می اندازد تا اختلاف نظرش را اثبات کند !
این گونه افراد (مخاطب) ، همان های هستند که نام های : هیچ کس ، بی نام ، و …را انتخاب کرده و تصمیم می گیرند مخالفتشان را در قسمت نظرات با دشنام به پایان ببرند و به مثال بالا خود را منفجر می کنند ! این افراد شباهت هایی به فداییان القاعده دارند !
این وسط یک سری افراد بی موضع و موقعیت شناس هم وجود دارند . این اشخاص کسانی هستند که در هنگام بحث و مجادله میان کاربران و وبلاگ نویسان تصمیم می گیرند فقط گل پخش کنند و به قول معروف نادیده و ناخوانده نظر دهند .
رهبران دو گروه ( پشت صحنه ) مخالف ، مثل همیشه قدرت اصلی را در انحصار دارند. با یک اشاره ی کوچک توسط رهبر ،گلوله ی داخل تفنگ تک تیر انداز رها می شود . این گلوله گاهی می تواند خیلی بزرگ باشد . به حدی که چندین هدف را یکجا بزند ، یعنی هک کردن وبسایت های چند ابرقدرت رسانه ای. یکی از همین دستورها را هفته ی پیش همه شاهد بودیم که باعث اختلال در سرور بسیاری از سایت های مذهبی شد .
وقتی کمی نزدیک تر برویم و موشکافانه تر به قضایا نگاه کنیم ، می توانیم این حادثه هک شدن را به قضیه ی جنگ بین دو ابله تشبیه کنیم . دو ابلهی که توسط یک فرد دیگری بازی خورده اند و این بار می خواهند بدون از دست دادن زمان تلافی اش را بر سردیگران در بیاورند و مثل فداییان القاعده می خواهند یک باره خودشان را منفجر کنند. این وسط تنها وبلاگ نویسان قربانی افکار پلید این افراد می شوند و ناچار سنگر ها را ترک گفته و از وبلاگ نویسی دل می کنند .

مهر ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۹ ق.ظ
دوست عزیز جنای آقای آزاد سلام
از ابراز نظر واظهار لطف تان سپاس گذارم
در مورد ذکر آسامی چشم فکر کردم زیاد مهم نباشد .
بازم ممنون
مهر ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۴ ب.ظ
سلام
یک رابطه که میان دنیای حقیقی و دنیای مجازی وجود دارد این است که در دنیای حقیقی می توان جنگ مجازی کرد و در دنیای مجازی می توان جنگ حقیقی کرد.
برای شما در این جهان مجازی صلح حقیقی را آرزومندم.
مهر ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۲ ب.ظ
غصه نخور آزاد جان . این مردمانی که توی این جهان زنده گی می کنند لب هایشان به خون همدیگر تشنه است . کاش می شد از اینجا دل کند ولی شدنی نیست
مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۹:۳۹ ق.ظ
سلام آزاد عزیز!
از نظر زیبایتان بی نهایت ممنون.
ما آگاهی بسیار اندکی از اتفاقات وبلاگستان داریم و خوشبختانه به جنگها و انتحاری های وبلاگی برنخورده ایم و با افرادی اینچنین نابکار و خرابکار سر نخورده ایم اما تمام سخنان شما را خواندیم و نتیجة اش چنین شد که تصمیم گرفتیم تفنگ بادیمان را بسوی افراد با تانک و توپ نشانه نگرفته جنگ را به پیسه نخریم و به همان جناب کرزی جان عزیز اکتفا کنیم. به هر حال ملت همیشه عقده های درونیشان را در جایی که کسی از آنان سوال و جوابی نمی نمایید و آزادی بیان مراعت می گردد خالی می کنند و باید هم بکنند چون در دنیای واقعی با چنین کاری طرف مقابل با قوم و خویش بسراغشان آمده دمار از روزگارشان در می آورد.
شاد باشید
مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۶ ب.ظ
سلام
ممنونم
فقط بگید وبلاگ منو چه جوری پیدا کردید؟
اخه خودم نمیتونم.(بدون قید ادرس)وقتی تو گوگل سرچ میکنم.
لطفا جواب بدید.
مهر ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۸ ب.ظ
سلام
ممنونم
فقط بگید وبلاگ منو چه جوری پیدا کردید؟
اخه خودم نمیتونم.(بدون قید ادرس)وقتی تو گوگل سرچ میکنم.
لطفا جواب بدید.