خانه > همین اطراف > بودن یا نبودن ، سوال اینجاست

بودن یا نبودن ، سوال اینجاست

هملت ، نمایشنامه ای است که شاید آن را تاکنون بیش از سه بار خوانده ام . نسخه انگلیسی مدرن ، نسخه فارسی و هم نسخه انگلیسی کهن که زبان اصلی نمایشنامه است . متاسفانه کتاب فارسی این نمایشنامه را نداشتم و مجبور شدم به صفحه ویکی پدیا مراجعه کرده و تمامی گفته های هملت را با استناد به ویکی پدیای فارسی درج کنم. ولی در کل ، هر بار که این نمایشنامه را می خوانم احساس می کنم هنوز هم به عمق اصلی نمایشنامه دست نیافته ام. هملت با دیگر نمایشنامه هایی که شکسپیر نوشته است فرق دارد ، هملت از داستان رومیو و جولیت ، جنون و از مکبث انتقام را به ارث برده است.
بحث ما سر این نمایشنامه نیست ، بحث سر انعکاس رفتارهای اعمال شده در نمایشنامه با رفتارهای کنونی اطرافیان است. اطرافیانی مانند روزنکرانس و گیلدسترن که به خیال حمایت از پادشاه (کلادیوس) به هملت خیانت کردند و توسط او آگاه یا ناآگاهانه خریداری شدند.
بحث سر رفاقت هوریشیو است ، سر باور کردن حقایق و یا خاموشی در برابر خیانت ها و وقایعی که رخ داده است. بحث سر بودن یا نبودن است ، ماندن یا نماندن … و آنجا که هملت می گوید :

بودن، یا نبودن، سوال اینجاست
آیا شایسته تر آنست که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفا پیشه تن در دهیم،
و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟
بمیریم، به خواب رویم- و دیگر هیچ؛
و در این خواب دریابیم که رنج‌ها و هزاران زجری که این تن خاکی می‌کشد، به پایان آمده.

این صحنه در فیلم ساخته شده توسط “Kenneth Branagh” به بهترین شیوه تفسیر می شود. هملت رو به آینه ایستاده و خنجری را به آینه نشانه گرفته و این جملات را بیان می کند. این جملات زمانی بیان می شوند که هملت در پی اثبات جرم کلادیوس است ، بعضی ها می گویند این جملات نشان از زجر هملت به خاطر رفتار اطرفیان و وقایعی است که برای او رخ داده. هملت می گوید :

وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،
اهانت فخرفروشان، رنج‌های عشق تحقیر شده، بی شرمی منصب داران
و دست ردّی که نا اهلان بر سینه شایستگان شکیبا می‌زنند، همه را تحمل کند،
در حالی که می‌تواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟

با وجود اینکه هملت از تمامی این رویدادها خسته و آزرده شده ولی خوب می داند که اگر دست به خنجر علیه خود زند ، دیگر نمی تواند از کلادیوس انتقام گیرد. او خوب می داند که چاره کار پایان دادن به زندگی اش نیست . بعضی محققان می گویند که این قسمت از نمایشنامه باعث “متولد شدن هملت” شده است ، هملتی که در پایان انتقام خود را می گیرد. هملت هنگامی که به مرگ فکر می کند می گوید :

اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،
از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد،
اراده آدمی را سست نماید؛
و وا می‌داردمان که مصیبت‌های خویش را تاب آوریم،
نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمی‌دانیم.

بروید و جلوی آینه به خود نگاه کنید ، ببینید شما آن هورشیو ای هستید که در سخت ترین لحظات در کنار هملت ماند ، یا روزنکرانس و گیلدسترنی هستید که هملت بعد از مرگ آنها آسوده گشت …

نوشته شده توسط آزاد ، در تاریخ ۱۷ ثور ۱۳۹۰
دسته ها: همین اطراف
برچسب ها: , , , , , , , , , , , ,


مطالب مرتبط

اگر مطلب بالا برایتان جالب و خواندنی بود ، پیشنهاد می کنم که مطالب مرتبط به این موضوع را نیز بخوانید :

اشتراک گذاری

می توانید با استفاده از دکمه زیر ، این مطلب را در گوگل محبوب کرده و خواندن آن را به دیگران توصیه کنید :

لینک کوتاه برای این مطلب

اگر قصد اشتراک گذاری این مطلب را دارید می توانید لینک کوتاه را در وبلاگ یا سایت خود قرار دهید
آدرس لینک کوتاه :

آخرین دیدگاه های ارسال شده

۲۴ دیدگاه برای : بودن یا نبودن ، سوال اینجاست

  1. ‏حسین‏‏ :

    سلام. وبلاگ پر محتوایی دارید .خوشحال میشم با شما تبادل لینک کنم.
    اگر مایلید وبلاگم رو لینک کنید و بهم خبر بدید تا شما رو لینک کنم.
    موفق و پیروز باشید

  2. ‏سارا‏‏ :

    سلام
    خیلی رمزی مطلب می نویسی ، همه نوشتهات رمزی هستن
    مثلا همین که من برم و خودمو تو اینه نگاه کنم که ببینم کی هستم . هورشیو یا اون یکی

  3. ‏نگار‏‏ :

    ان کس که حقیقتا ازاد است
    هیچ پرنده ای را در قفسی تاب نمی اورد
    و حتی هیچ گلی را در گلدانی نمیپسندد

  4. ‏سایه‏‏ :

    هملت از داستان رومیو و جولیت ، جنون و از مکبث انتقام را به ارث برده است.
    جالب بود… راست میگی به این توجه نکرده بودم.

  5. ‏آتنا‏‏ :

    سلام از حضور شما در جام صبوحی متشکرم. موفق و منصور باشید همواره

  6. ‏بهنام‏‏ :

    دوست من سلام
    نوشتارت خیلی خوبه!!! واقعا آفرین!!!
    مطلبتو دوست داشتم یه جورایی درد ما هم هست

  7. ‏امیر حسین‏‏ :

    چند تا از پست هاتونو خوندم . بیشتر بخاطر یک سری مطالعات که راجع به فرهنگ افغانستان پیش از این داشتم . بیش از همه از واژه های افغانی و افغانستانی لذت بردم . خودتون میدونید که ما ایرانی ها بیش از همه نا آگاهیم از کشور همسایه بخاطر ذهنیت مون . بهر حال قلمی شیوا و نوشته هایی گیرا دارید . ایشالا باز هم برمیگردم .

  8. ‏عمارامروز‏‏ :

    سلام ممنون به من سر زدی
    راستی مطلبت قشنگ بود

  9. ‏s.r‏‏ :

    مطالب پر مغزی مینویسید….یقینا آینده بیشتر اینجارامیخوانم

  10. ‏ایمان‏‏ :

    سلام

    هملت شاید بهترین چیزی بود که میشد باهاش تو شبی که زیادم خوب نیستی روبرو بشی . ممنونم

    گمونم وبلاگ خوبی داری ، میگم گمونم چون هنوز درست و درمون توش نچرخیدم ، اما به احتمال زیاد ، زیاد مزاحمت میشم :-)

    یا حق

  11. ‏داود‏‏ :

    خوب مینویسید

  12. ‏ستاره‏‏ :

    به نام خدا
    دوستان سلام.

    گروهی از دوستان فعال،طرحی را برای تشکیل یک کمپین امضای یک
    میلیون نفره در رابطه با کشتار مردم بیگناه و مظلوم بحرین و یمن و لیبی
    توسط دیکتاتورهای دست نشانده اجرا کرده اند. طبق اطلاع اگر تعداد امضاهای
    یک کمپین بتواند به یک میلیون نفر برسد دبیر کل سازمان ملل وظیفه دارد آن
    موضوع را پیگیری کرده و نسبت به آن اعلام موضع کند.

    محل مراجعه برای رأی دادن نسبت به این موضوع این لینک است.
    http://www.petitiononline.com/ssi2011/petition.html همگی سعی کنیم این
    رأی گیری را منتشر کرده و به دست دیگر دوستانمان برسانیم. در سایت ها و
    وبلاگ‌ها نیز بازنشرش بدهید.
    در صورت تمایل برای دریافت ترجمه متن نامه این متن برای شما میل خواهد شد
    با تشکر

  13. ‏احسان‏‏ :

    سلام دوست عزیز…بلاگ زیبایی داری…هر جا که هستی آزاد و خوشبخت باشی…با اجازه لینکت کردم

  14. ‏سقوط ازاد‏‏ :

    سلام…احساس میکنم رو به سقوطم………
    کم پیدا بودید!!!

  15. ‏یاسمن فرزان‏‏ :

    سلام! می خواستم موسسه خیریه بنیاد کودک را به شما معرفی کنم. این بنیاد در چند کشور از جمله افغانستان از کودکان مستعد ولی نیازمند حمایت می کنه. با ماهی حدود ۳۰ دلار می توان کفیل یکی از این کودکان شد و فرصت درس خواندن را برایش فراهم نمود. بنیاد کمک می کند تا کودکان از ورطه فقر بیرون آیند و زندگی بهتری را تجربه کنند. من خودم کفیل ۵ مددجو هستم. مرتب در وبلاگم برای بنیاد تبلیغ می کنم و افرادی زیادی به این طریق به جمع کفیلان پیوسته اند. اگر به چنین فعالیتی علاقه مندید به سایت زیر سر بزنید: http://www.childfoundation.org فکر می کنم افغانستانی های زیادی در کانادا و آمریکا باشند که بخواهند از این طریق به کودکان سرزمینشان کمک بفرستند.

  16. ‏یاسمن فرزان‏‏ :

    یک نکته ی کوچولو: خواهشا از نظر دستوری نادرست است. تنوین عربی است و نباید به خواهش چسباند

  17. ‏علی شاه ظریفی‏‏ :

    مطلبی جالبی بود.
    سپاس
    ***
    خبرهای که نباید منتشر شود. در وبلاگ حرف دل بروز شد

  18. ‏reza‏‏ :

    سلام آزاد عزیز یه خواهش کوچک داشتم امکانش هست که آدرس وبلاگ اینجانب رو در وبتون لینک کنید لبته با اجازتون من آدرس وبلاگ شما رو لینک میکنم با سپاس فراوان.

  19. ‏sajjad‏‏ :

    ممنونم از حضور سبزتون

  20. ‏ملیکا‏‏ :

    درود بر شما آزاد… این کلمه را دوست می دارم. آزاد…رها… بی بند و بی زنجیر…
    سپاس که به فانوس کوچکم تشریف آوردید. نوشته هایتان پر مغز است و هم با احساس. باز هم بیایید…فانوسم پر نور می شود.
    تحسینتان می کنم. پیروز مانید!

  21. ‏سجاد‏‏ :

    سلام
    دوست گلم دیگه به من سر نمی زنی

  22. ‏m2khan‏‏ :

    وب جالبی دازی خوشحال شدم باحت اشنام بیشتر با هم در ارتباط باشیم

  23. ‏دختری اشتباهی در برابر باد‏‏ :

    سلام عالی بود مدتها بود که دنبال تفسیری از هاملت می گشتم و عقایدش درباره مرگ و زندگی سپاس از متن تاثیر گذارتان
    اینجا هم هستمwww.emilyofnewmoon.blogfa.com

  24. ‏بهار‏‏ :

    وب قشنگی داری آزاد جان .ازآشنایی باشما خوشحالم…….برای تبادل لینک اگه دوست داشتی خبرم کن…….موفق باشیییییییییییییییی

تبلیغات

Hostgator | Wordpress Hosting

درباره آزاد

بیست سال پيش از کتم عدم پا بر عرصه وجود نهادم و وارد بازي روزگار شدم ، از افغانستان هستم ولی در کانادا زندگی می کنم. اولين وبلاگم را چهار سال پيش آغاز کرده بودم و بعد از آن تصميم گرفتم به ديار ديگر بروم . آنوقت وبلاگ روزنوشت به جمع وبلاگ هاي مهاجران افغانستاني در بلاگفا اضافه شد . نام آزاد را اولين بار در همان جا انتخاب کردم ، آزاد ، يعني گفتن ، شنيدن و نوشتن هر چيزي که در دل داري .
خلاصه اينکه يک سال از روزنوشت گذشت و تصميم گرفتم دوباره کوچ کنم . مثل اينکه زندگي مهاجرتي تاثيرش را روي دنياي مجازي هم گذاشت . حدود يک يا دوسال مي شود که در چشمه ريگي بدون در نظر گرفتن مسائل قومي و سياسي مي نويسم . تنها آن چيزي را مي نويسم که ذهنم را به خودش مشغول مي کند .گاهي اوقات شعر مي سرايم و داستان مي نويسم . داستان نوشتن را خيلي دوست دارم ، سعي مي کنم بيشتر مضمون داستان هايم را واقعي و به دور از تخيلات انتخاب کنم . تا باشد که ببينيم دست سرنوشت باز ما را کجا خواهد انداخت.

دیگر امکانات

به خاطر بسپارید که :
قسمت ارسال دیدگاه ، سی روز پس از انتشار آن مطلب مسدود می شود. همچنین ارسال دیدگاه برای مطالب قدیمی امکان پذیر نیست . تقاضا دارم ، اگر دیدگاهی دارید آن را در پایین همان مطلب ارسال کنید ، نه اینکه در یک مطلب دیگر آن را بفرستید .
اگر بخش دیدگاه ها بسته بود ، تنها می توانید مطلب را بخوانید و قادر به ارسال دیدگاه نیستید.
دیدگاه های منتشر شده در پرشین بلاگ توسط گروه های تبلیغاتی ارسال می شوند و بنده در فرستادن آنها دخیل نیستم . اگر می خواهید دیدگاه های ارسال شده توسط گروه های تبلیغاتی در خصوص مطالب چشمه ریگی را دریافت نکنید به بنده ایمیل بزنید.

دیگر امکانات

خواهشا به یاد داشته باشید :
چشمه ریگی مسئول محتویات وبسایت ها و وبلاگ های دیگر نمی باشد . بازنشر مطالب دیگران در چشمه ریگی الزاما منعکس کننده دیدگاه بنده نیست و نظریات شخصی نویسنده آن مطلب می باشد. برای نمایش بهتر این سایت ، می توانید از مرورگر فایرفاکس یا اینترنت اکسپلورر هشت به بالا استفاده کنید.

دیگر امکانات

فراموش نکنید :
مطالب منتشر شده در چشمه ریگی ، علمی نیستند ! پس زکات هم به آن تعلق نمی گیرد ، به همین منظور نوشته ها را بازنشر نکنید.
اگر نوشته ها را در دیگر وبلاگها ، بدون ذکر منبع خواندید ، بدانید که شخصی که کپی برداری کرده نه وبلاگ نویس است و نه فرهنگ وبلاگ نویسی می داند. بلکه شخصی بازنده است که تخیلات و افکار دیگران بر او غلبه کرده و قدرت نوشتن را از او گرفته است .
آزاد در تایید و یا عدم تایید دیدگاه ها مختار است ، همچنین می تواند دیدگاه های توهین آمیز را پاک و ویرایش کند.