ماجرای آلبرت کوچک
هر دانشجویی که در دانشگاه های کانادا (وشاید در دیگر کشورها) کلاس روانشناسی را گرفته باشد ، با آزمایشی که توسط “جان ب.واتسون” در سال ۱۹۲۰ میلادی انجام شد آشنا است. این آزمایش معمولا با نام “Little Albert Experiment” یاد می شود که در آن واتسون نوزادی به نام “آلبرت کوچک” را تحت آزمایش های روانشناسی قرار داد. واتسون می خواست اثبات کند که موش صحرایی سفیدی که یک نوزاد از آن نمی ترسد ، چگونه به وسیله ای برای ایجاد ترس و وحشت در نوزاد تبدیل خواهد شد .
واتسون در این آزمایش ابتدا موش صحرایی سفیدی را در کنار “آلبرت کوچک” گذاشت ، نوزاد بدون اینکه از موش صحرایی ترسی داشته باشد شروع به بازی کردن با موش کرد و هیچ وحشتی از خود نشان نداد. در آزمایش بعدی هر بار که آلبرت کوچک به موش صحرایی دست می زد ، واتسون و دست یار او صدای ترسناکی در پشت سر آلبرت ایجاد می کردند که باعث می شد آلبرت گریه کند.

وحشت آلبرت کوچک از موش صحرایی سفید | عکس از Hulton Archive
پس از آزمایش های متداول ، هر بار که موش صحرایی سفیدی و یا هر چیز سفید دیگری به آلبرت نشان داده می شد ، آلبرت شروع به گریه کردن می کرد ؛ گریه ای که حاکی از ترس و وحشت وی داشت.
قضیه مردم افغانستان هم در بعضی موارد به وضعیت “آلبرت کوچک” شبیه است ، مردم این کشور با توجه به اثرات منفی که در زندگی خود در قبال یک سری مسائل خاص دیده اند ، از هر چیزی که در رده آن موضوع قرار گیرد وحشت دارند.
دسته ها: افغانستان
برچسب ها: Little Albert Experiment, آزمایش روانشناسی, آلبرت کوچک, بورسیه تحصیلی کانادا, ترسناک, تست روانشناسی, تست های روانشناسی, جان ب.واتسون, دانشجویان کانادا, دانشگاه های کانادا, روانشناسی رنگها, مردم افغانستان, مشاوره, موش صحرایی سفیدی, کلاس روانشناسی




باهات موافقم
مردم افغانستان در برخورد با هر چیزی نامعقولانه رفتار می کنن
مثلا همین تظاهرات چند رور گذشته که باعث کشته شدن چندین نفر شده
سلام
چرا نمیشه تو مطالب قبلی نظر داد ؟
من یه نظر داشتم باسه یکی از نوشته ها ولی نمی شد نظر ارسال کرد باسه همین برات ایمیل کردم
تشکر
این خودش می تونه یه نماد ضعف باشه
مثلا همین که البرت از هر چیز سفیدی می ترسید ، یک نقطه ضعف هست
الانم تو افغانستان مردم یه نقطه ضعفی دارن که …
سلام
موفق باشید
چه توقعی می توان داشت ازمردمی که تمام زندگی شان در وحشت گذشته است.
مردم سرزمینم حی از سایه ی خودشان هم می ترسند.
سلام
جالب بود
ولی از اینکه خلاصه می نویسی خیلی خوشم نمیاد ! تا میام مطلبو بخونم تموم می شه
راستی تو خبرنامه هم عضو شدم