مقصر،من و تو هستیم
صدای گریه هایت را می شنوم و باز تو درمیان شعله های رقابت گروه هایی سیاسی آتش گرفتی…آنگاه که رفتی گل نثارشان کنی ، دشمن سینه ات را نشانه گرفت تا یادت بماند روزگار تو را به بازی گرفته ، بازی که هیچ گاه پایانی ندارد و هیچ کسی برنده آن نخواهد بود . شعله های آتشی که هزاران سال است روشن است ، و هر بار از شعله های آنها خانه ی می سوزد و به خاطره ی دردناکی تبدیل می شود.
مانند یک گروه کبوتر به آسمان ها پر کشیدید و پوزخندی به آدمیان زمانه زدید…و حال ،آنهایی که نتوانستند مانند شما ها به پرواز در بیایند باید نشان تلخ این حادثه را به دوش بکشند . دلم برای آدمیان این زمانه می سوزد، آدمیانی که می خواهند با به خون کشیدن دل بزرگ شماها ، کوچکی خودشان را نشان دهند .
من به عنوان یک دانش آموز دور از وطن ، پرواز در آمدن تعدای از هم قطارانم از قفس زندگی را به سوگ نشته ام که هر کدامشان رویایی برای آینده داشتند، رویایی که زودتر از به حقیقت پیوستن ، برباد رفت…
مقصر من و تو هستیم که حرف های در ظاهر دلسوزانه را باور کردیم . در حالی که قربانی رقابت کور و کینه توزانه ی بیش نبودیم . این است سرنوشت من و تو …
آبان ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۷ ب.ظ
سلام به خدمت آزاد جان عزیز
وقعا حادثه ی دل خراشی بود به شما هم تسلیت می گویم
یعنی کی این دشمنان می گذارند افغانستان ما خوب شود
خیلی تشکر از اینکه مثل همیشه به وب من آمدید
به امید روز آبادی کشور عزیزمان افغانستان
خدا حافظ
آبان ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۱:۲۱ ب.ظ
با درود
از تشریف فرمایی شما بسیار خوشحال شدم
دوست گرامی من خودم را بخاطر حس بسیار نزدیکم به مردم ستمدیده آن سامان در غم آنها نیز شریک میدانم با هر لبخندتان شادم و با هر اندوهتان محزون امیدوارم افریط تاریک اندیشی سایه پلید خودش را از دیارتان بر چیند.
با مهر فراوان عاکف
آبان ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۲:۳۶ ب.ظ
هیچ نیست جز صدای تنهایی که در من جا خوش کرده
آبان ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۳:۰۴ ب.ظ
آزاد عزیز سلام
کاش میشد هیچ کس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی با تو می مانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
بلی دوست عزیز آنهای که رفتن کاری حسینی کرده اند وآنهایی که مانده اند باید کاری زینبی کند
نیش عقرب نه از ره کین است
افتضای طبیعت اش این است
این ها مثل زالو به جان مردم بیگناه افتادند باید خیلی زرنگ تر ازین حرفها باشیم
دوستان هر روز یکی پس ازدیگری می روند ما ماندیم با این بار گران و مسولیت مضاعف
جالب وخواندنی بود همیشه پاینده آزاد باشی
یا حق
آبان ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۴:۳۵ ب.ظ
شوربختانه دولتیان و طالبان و بیگانگان و حتا خود مردم به فکر مردم نیستند. به نظر من، یک سردرگمی شدید بر کشور حاکم شده است. به دلیل بی سر و سامانی کارها هیچ کس نمی داند چه در حال رخ دادن است. در این میان، به کام مرگ رفتن دانش آموزان ما که نوگلان اکنون و نسل آینده فردایند، داغ سنگینی است که بر قلب هر انسانی و هر افغان نشسته است. در سوک این عزیزان و دیگر شهیدان حادثه تلخ بغلان عزاداریم. خدا جزای دشمنان ملت ما را از همسایه و غیرهمسایه بدهد….
آبان ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۶:۰۲ ب.ظ
سلام ازاد گرامی !ممنون حضور تان این انفجار در بغلان باز هموطنان من و شمارا کشت ملت بیدار میباید شدن… کینه را نادار میباید شدن به امید روز یکه دیگر در وطن باروتی وطنداری را از بین نبرد در غم شریکی مردم خویش شریک میباشم
آبان ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۸:۰۶ ب.ظ
سلام آزاد جان .
زین ابر سیه جز غم و جز ناله نریخت
یک جرعه به کام تشنۀ لا له نریخت
صد بار به دشت سایه افگند، ولی
یک بار به روی کشت جز ژاله نریخت
امید غمی آخر من و تو باشد .
از حضور و پیامت ممنونم .
روزگار بکام .
آبان ۲۱م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۸ ق.ظ
زندگی همیشه برای آنانکه می خواهند آزاد باشند تلخی های خود را هدیه می کنند چرا که بهشت را به بها دهند و نه به بهانه.
اما هیچ باغ گلی از دست تاراج باد خزانی در امان نبوده و چه غنچه ها که پرپر نشده اند. اما اگر همین غنچه های پرپر نمی بودند کی بوی باغ را می توانستی استشمام کنی.
بگذارید بدانند که نمی ترسیم
بگذارید تا گلوله ها سینه هایمان را بشکافند
بگذارید تا دسته دسته قربانی شویم
شاید آیندگان در این وطن به آزادی زندگی کنند.
آسمان مال تو باد و زمین هم
آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۶ ق.ظ
سلام دوست عزیز!
ممنون از حضورتان!
من هم به نوبه ی خود این حادثه ی غم انگیز را به شما و به خصوص
به خانواده های دغدار آنها تسلیت می گویم.
کسانی که دست به این جنایت هولناک زده اند نه تنها
بوی از انسانیت نبرده اند بلکه مردگان متحرک اند که جامعه ما
را به سقوط و تباهی می کشانند!
انسانهای متهجر و کور دلی که هر روز با اعمال ننگین شان
دل میلیونها انسان آزاده را مجروح و داغدار می سازد!
واقعا جای سوال دارد که اینان با چه مجوزی و با تکیه بر کدام مسلک و مرامی
مردم مظلوم ما را به خاک خون می کشانند؟؟؟؟؟
آیا اینان بوی از انسانیت نبرده اند؟؟؟
امید که به زودی زود شاهد پاکسازی وطن مان از وجود لوث این جنایتکاران باشیم!
آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۷ ق.ظ
مردم افغانستان بیایید و میهن مقدس خود را ÷اک کنیم pak konim
بسیار خووووووووووووووب
سلام برادر
با تبادل لینک موافقید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۲:۰۴ ق.ظ
سلام برادر پگرامی!
احساس نهایت پا ک شمارا ستایش میکنم.
اره خیلی در د اور بود.
نمیدانم چرا همقطاران من وتو در کشور مان هر روز وهر لحظه همچون پری پر پر میشود.
اه خدایا/از دل پر درد ما کی داند.
ان زخمهارا کی دوا کند.
*******
ومن از خودم میشرمم که غیر از قطره های اشک دیگر چیزی ندارم برای ان مادران ویتیمان.
آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۴:۴۰ ق.ظ
سلام
به امید ابادی و نبودن انسان های بدون و جدان در میهن زیبا و عزیز مان
اینهایی که انسان های بیگناه را می کشند به امید بهشت روزی شر شان از سر ملت ما دور میشود
آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۷ ق.ظ
با سلام وادب
عالی بود موفق باشید
آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۲ ب.ظ
سلام آزاد عزیز …. خوبی عزیز …من هم از شنیدن این خبر متأثر شدم ..چه دنیای کثیفی… مطلبت عالی و پر احساس بود …. دوستدارت کاظــــــم …به امید دیدار
آبان ۲۶م, ۱۳۸۶ در ۷:۳۵ ق.ظ
اری عزیز مقصر من و تو و از ما و تو بودند
خیلی سخت بود خیلی ناجوانمردانه بود سختر از این نیست!!!!!!
====================
خیلی ممنون که ب ما که هیچ هم سر میزنی
=========================
بزرگان همه چیز را بزرگ میبین حتا چون من بینوا!!!!!
خدا حافظ تا بعد
آبان ۲۷م, ۱۳۸۶ در ۳:۴۹ ب.ظ
درباره شبکه تلویزیون جهانی آریانا چیزکی نوشته ام.
آبان ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۵:۰۴ ق.ظ
سلام دوست عزیز تشکر از اینکه به من سر زدید وهمچنان تشکر از حسن نظر تان .
به امید بیشتر آشنا شدن .
خدا حافظ
آذر ۱م, ۱۳۸۶ در ۱:۰۸ ق.ظ
سلام دوست عزیزامیددرهرکجای که هستین پیروز دارین باشید ازاحساس پاک وبی آلایش تان که چی زیباودرست به تصویرکشیدین ممنون.راستی آنچنانکه گفتین مقصرمن وتوهستیم که تاامروزدشمن پلیدخودرانشناختیم وهمیشه بلی گفتیم به هیچ عنوان به عفریت که درمقابل بودواست شاکی نشدیم سبزباشید
زیوری ازتخار
آذر ۳م, ۱۳۸۶ در ۳:۱۴ ق.ظ
سلام برادر گرامی
منتظر دست نوشته های زیبای تان میباشیم
موفق باشی
آذر ۳م, ۱۳۸۶ در ۸:۳۸ ق.ظ
سلام
“”من به عنوان یک دانش آموز دور از وطن ، پرواز در آمدن تعدای از هم قطارانم از قفس زندگی را به سوگ نشته ام که هر کدامشان رویایی برای آینده داشتند، رویایی که زودتر از به حقیقت پیوستن ، برباد رفت…”"
هر چه بیشتر میگذرد احساس می کنم وظیفه ای که دارم سنگین تر می شود ،
و درست است که آن ها در بین ما نیستند اما رویاهایشان بر باد نرفته است …
من و تو مانده ایم تا رویاهایشان را به حقیقت برسانیم.
این گونه آن ها همیشه زنده اند چون رویاهایشان زنده است!
پس فراموش نکنیم که در مقابل زمان ها و فرصت هایی که به ما داده اند مسئولیم !
و در مقابل رویاهای کسانی که از برای من و تو و آینده یمان این گونه شده اند!
باید با رخ دادن این گونه حادثه های دل خراش که برای هموطنانمان می افتد،
با اراده تر برای تحقق یافتن آرزوهایمان و آرزوهایشان گام برداریم.
افغانستان زنده و بیدار است چون مردمی زنده و بیدار دارد.
به امید داشتن افغانستانی آباد و آزاد.
آذر ۴م, ۱۳۸۶ در ۷:۱۸ ب.ظ
با دروود وسلام بی پایان بر شما
باشه ما هم غریبه شدیم
سایتت ولقعا زیباست تبریک میگم
وای خدا این اهنگ هم زیباست بدون شک اگه کسی دلش گرفته باشه اشکاش سرازیر میشه
در پناه خدا موفق باشی لینکتان کردم
بدروود
دی ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۴ ق.ظ
hi
omid ast ke hameye hamvatanan dar har jaye donia hastan salem va bedor az har kamo kasti bashan
manham manand shoma vaghan az in mohajeri khaste shodam
man khodam daneshjo hastam vali tahamole fargh beine ma hata dar daneshgah ra nadaram
be omide rozi ke be vatane azad va aram baz gardim
bye
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۸:۵۲ ق.ظ
Yes, I do think your opinion is righteous. (So do lots of people). Luckily majority of people are intelligent :).
فروردین ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۴ ب.ظ
Oh man! Are you all still here? I thought this is not an interesting topic anymore! Visit other sources!
فروردین ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۷:۰۰ ق.ظ
This story sounds convincingly! I agree with you in this case.
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۷ در ۶:۳۶ ب.ظ
[...] بود . کشتار غیر نظامیان از هر طرف ، به شهادت رسیدن دانش آموزان در حادثه ی بغلان و حتی انفجارهای کابل و قندهار زخم های به جای مانده از [...]
تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۱ ب.ظ
[...] شدن غیر نظامیان ، بمب گذاری های انتحاری، پرواز کردن دانش آموزان و ترک کردن این خرابه از دست آوردهای این شش ، هفت سال [...]