گپ چه کسی را باور کنیم
گشت زدن در اینترنت و خواندن مقاله ها مرا سخت در دنیایی از ابهام فرو می برد . از خالق و مخلوق گرفته تا مسئول و غیر مسئول در کشور ما همه را دشنام می دهند . همه چیز برایم سوال بر انگیز است ، یکی نظام کمونیستی را می کوبد و دیگری از آن حمایت می کند . یکی مجاهدین را می کوبد و دیگری به دفاع از مجاهدین بر می خیزد . یکی از طالب ناخشنود است و دیگری از حکومت کرزی.
ما ها که نظر به سن و سال و دوری از وطن تا کنون نتوانسته ایم از نزدیک این رویدادها را تجربه کنیم ، ولی از محتوای نوشته ها در می یابیم که در این کشور هیچ چیز مقدسی وجود ندارد، ارزش ها و باورها همه پوچ به نظر می آیند . آیا حرکت کردن با این حال، حرکت بسوی سراب نیست ؟ چه آینده ی پیش رو خواهد بود ….
از این رو مانده ام که گپ چه کسی را باور کنم ، کی راست می گوید و کی دروغ ؟ شما بگویید چگونه واقعیت ها و حقایق را از افترائات و اتهامات تشخیص دهم ؟
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۱:۵۵ ق.ظ
سلام دوست گرامی
به ارتباط نقض تعهد دولت ایران در قبال عودت مهاجرین مطلب کوتاهی دارم وچشم براه حضورشما
موفق باشی
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۶ در ۱:۵۵ ب.ظ
سلام برادر خوبم!دیر ی بود از تان خبری نبود.خوشحالم که دوباره نوشته هایتان را میخوانیم.
اهی منم جواب همین سوالهایم را تا هنوز یافت نکرده ام.واقعا گپ چی کسی را باور کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.اهنگ ویلاگ ات دوباره زیبا است.
موفق باشید
وبا یک نوشته بروزم
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۷:۵۰ ق.ظ
salam duste aziz
mamnuunam ke be man sar zadi khosh hal shodam
wali dust dashtam bedunam ke kodam akse man khub nabud ke shoma narahat shodid??
age begid mamnuun misham !!!
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۰ ق.ظ
دوست عزیزم جناب آقای آزاد سلام
راستی دوست عزیز - نظر شما در باره ( متمرکز کردن مطالب وبلاگ ها ) چیست ؟
شما چه فکر می کنید؟
در راستا بهتر شدن این طرح شما چه پیشنهاد وراه کار هایی مشخص دارید ؟
پیشا پیش از حضور سبز تان تشکر می کنم
*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***__ممنون ازحضورسبزتان____***
_***_____________________***
__***___________________***
___***_________________***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*
مدیریت سایت بند امیر
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۱:۴۰ ب.ظ
سلام آزاد عزیز!
نوشتهء شما هر چند برایم سوال بر انگیز است که درک همه جانبه از نوشته ها در خور تحلیل مطالعه کننده است.
ابتکار و انسیا تیف برای هر متحرک در محور خیال وعمل ملاک رسیدن به آرزو هاست
بگذارید که دیگران چه میگویند و چه مینویسند حتی در صورت اختلافات شدید قومی ، مذهبی و تفکرات سیاسی.
اینجاست که معیار شخصیت انسانی در عکس العمل ها تبارز و شخصیت افراد ازپرده آشکار میگردد خوب ازبد تمیز داده میشود و خوانننده راهش را دارد.
امید وارم با همان آزاده گی که شمارا نامیست بر ملاک حقیقت ها آزاد اندیشان را نیز در نوشته ها تحرکی باشید تا زیر سوال بردن ها.
اینست آرزوی من از شما آزاد عزی که موفقیت وکامگاری شکارا خواستارم .
حضرت ظریفی
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۵:۱۱ ب.ظ
به دلت بنگر. دل راست راست می گوید اگر زنگار نگرفته باشد…
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۱:۱۶ ق.ظ
درود بر شما
بعد از چندین ماه آمدم و به وبلاگم سر زدم شعری نوشته بودین که مره مجبور کد بیایم و وبلاگتان را ببینم وقتی آمدم دیدم دوست خوبم بچه ازره هم به ای وبلاگ میاین بسیار خوش شدم راستی خواستم پرسان کنم که شما نویسنده هستین؟ میشه بگن در کجا ساکنین؟ و ای که عکسای بسیار مقبولی در گالریتان دارن میشه مه هم ای عکس ها را داشته باشم؟ و اگر وبلاگ آقای محمد صادق دهقان را هم به مه عفی کنن ممنونتان میشم
موفق و سربلند باشین
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۵:۵۷ ق.ظ
سلام آزاد عزیز!
مطلب واقع بینانه ی تو حکایت از رنج دیرینه ی مردم و ملت ما دارد!
رنجی که عواملی بسیار گسترده در پیدایش آن نقش آفرینی کرده است!
اما به دور از هر گونه تعصبی باید این واقعیت را در نظر داشته باشیم که
ملت ما خسته است!
واقعا خسته است!
ملت ما حیران است!
ملت ما دچار یک نوع بی هویتی شده است!
و حق هم دارند!
بیش از سی سال جنگ!
ویرانی!
در به دری!
آوارگی!
و……
هر کسی که برای آزادی و رهایی مردم ما از ظلم و جور قیام کرده است در آغاز امر آرمان های مقدسی داشتند اما در ادامه راه متاسفانه غرور و تکبر و ریاست طلبی و جاه طلبی آرمان های مقدس آنان را کمرنگ ساخته و تا آنجا به گرداب سقوط پیش رفتند که به جان هم افتادند و….
برای همین است که ملت ما به هیچ کس اعتماد ندارد چرا که امروز ملت ما چوب اعتمادشان را می خورند!
اما علی رغم تمام این معضلات باز هم مشاهده می کنیم که اعتقادات در ملت ما ریشه ی ناگسستنی دارد!
با همه این بدبختیها ملت ما از چنان ایمانی برخوردارند که شدید ترین طوفان ها، از متزلزل ساختن اعتقادات آنان عاجز مانده!
و باید باور کنیم که هرکس به جای ملت ما بود! هرکس بدبختی های ملت ما را تجربه می کرد قطعا دوام نمی آورد!
و واقعا باید بوسه بر دستان مردمان ساده و بی آلایش ملت مان، بزنیم مردمانی که در دنیا نظیر ندارند اما چه کنیم که هیچ گلی بی خار نیست و خار ملت ما سردمداران بی فکر و بی مسئولیت مان است سردمدارانی که به جای تدبیر و اداره ملت، نوکر بیگانگان هستند!
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۶:۴۹ ق.ظ
آزاد عزیز : سلام! از نظرمن خیلی طبیعی است که مات شوید. حتا ماها که از کودکی تا نوجوانی و از آن جا تا اینجا این دردها را لمس کردیم و دیدیم مات میشویم و نمیدانیم راه کدام است و سرانجامش چسان/ بیشتر به درسهایت برس و توجه ات را به واقعیتهاو فضای که در آن زندگی میکنی معطوف کن که نه گذشته ما و نه حال ما به درد آنانکه به کمک نیاز دارند میخورد.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۲ ب.ظ
سلام ازاد عزیز
حقیقت را می گویم سایت پر محتوایی دارید.
نوشته هایتان تامل برانگیز بود برایم.
قلم و قدمتان همیشه سبز باد
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۱:۵۲ ب.ظ
سلام
همه ما که از دور به این جامعه عجیب نگاه میکنیم
توان تشخیص راه درست را نداریم و ذهنمان ناتوان است
مقصر را هم نمی توان تشخیص داد
خدا به ما رحم کند
اینده روشنی نمی بینم
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۶ در ۵:۵۹ ب.ظ
اولا :که دنیای سیاست همین است.
دوما : درافغانستان آنقدر وضعیت درهم شوراست که حق باشماست.
سوما: آزاد جان بخش نظرات وب شما خیلی مشکل میسازد برای ادم که همه را پر کن خیلی اداری مسلک است……..ها ها هااهههههه
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۳:۲۳ ق.ظ
به هیچ کی باور نکن
جز خودات
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۸:۳۶ ق.ظ
آزاد عزیز سلام
همه اینها که گفتی صحیح اما معمولا معیاری که مخصوصا برای وقایع تاریخی می دهند این است که باید حداقل نیم قرن از آن واقعه گذشته باشد تا تمام اخبار و تب و تابها و تعصبها به حداقل برسد و آنگاه در مورد آن به تفسیری کم دغدغه مشغول شد.
سبز باشید و مانا
اما راستی در حال حاضر در افغانستان اوضاع زیاد جالبناک نیست و دنبال حق و حقیقت گشتن دشوار لذا بی طرفی بهترین کار است البته به نظر من
به امید دیدار
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۵ ب.ظ
آزاد عزیز سلام ! دغدغه های نیک دارید . فکر کردن به وطن و مشکلات وطن ، انگیزه ی خوبیست برای بیشتر تلاش کردن و فهم واقعیت های که دیروز و امروز فردای ما را ساخته بودند و ساخته اند و می سازند . سوال هائیکه ذهن ات را درگیر ساخته اند سوال های جانداری هستند . برای حل این سوال ها وقت بگذار و برای یافتن جواب نهائی عجله نکن . شادزی
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۴:۱۵ ب.ظ
سلام هموطن عزیز.این سوال ها و ابهامات برای من هم هست.من هم تاکنون خاکمان را ندیدم و دنیای چند گانگی نوشته ها تصویری مبهوم از وطن و از حقیقت بی ثباتی سرزمینمان در ذهنم نقش بسته.اینده را نمیدانم چه میشود فقط آرزوی آبادانی و آزادی میکنم.خدانگهدارت
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۳ ب.ظ
بنام خدا
درروایات آمده درآخرالزمان حق و باطل در هم می آمیزندآنسان که تشخیص آن بسیار دشوار خواهد بود . تنها صاحب الزمان است که با فرقان به تمیز حق وباطل برمی خیزد .
وشما که طالب حقیقتی و در رنج از اوضاع ایران و جهان ، اگر به ریسمان الهی چنگ انداخته ای ثابت قدم باش و شایسته نیست هیچ حزن و اندوهی ترا فراگیرد که حق خود برتورخ می نمایاند.
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۵ ب.ظ
بنام خدا
درضمن توصیه ام به آنان که با احساساتی چون ابهام ، چند گانگی ،تعارض ، تناقض ، بی ثباتی و…مواجه اند ؛ اینست که ابتداریشه ، اصل و اساس این نقاط را در درون خود جستجو کنند . بیگانه بودن با هر چیز ی علی القاعده این احساس غریبه گی و تعارض و …را در انسان ایجاد می کند . در هر جایی هستیم و زندگی می کنیم صرف نظر از نوع فرهنگ و زبان و…. تقریبا همه نما و ظاهرش را دیده ایم و برایمان وضوح دارد پس در ما کمتر موجد تعارض است تا آنچه که آنرا مد ت هاست و یا اصلا ندیده و لمس نکرده ایم … از خدا برای همه کسانی که با چنین احساساتی دست و پنجه نرم می کنند و گاه به سرگشته گی دچار می شوند آرزومی کنم خدایتعالی ثبات روحی و ایمان و باور عنایت فرماید …و همه مارا از بی ریشه بودن و در بی ریشه گی غرق شدن نجات دهاد . موفق وسربلند باشید .
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۴ ب.ظ
بنام خدا
…و مقدس من و شما و ماییم که حق و عدالت را می طلبیم … اگر به حقیقت حق طلب باشیم قداست همه جا جاری است حتی درحکومت ها و …حقیقت قداست را در وجود خود انکار نکنیم و باور کنیم خدا در همه ابناء بشر توان روحانی و تقدیس را بالقوه نهاده اگر اراده کنیم… بدنبال آن خارج از خود نباشیم .اول در درون خود بعد بیرون از خود آنرا بیابیم . رنج بکشیم و راه رو شویم تاخود بیابیم نه آنکه چون راحت الحلقوم به ما هدیه کنند.
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۷ ب.ظ
بنام خدا
بر گفته هایم همین شاهد مدعا کافی است به آنچه به عنوان نظرات سلیر عزیزان برایت ارسال شده و خصوصا عزیزان هموطن ایرانی ، مروری داشته باشی قطعادرک خواهی کرد که همه مشکلات از درون خود انسان هاست …همچنانکه قبلا هم به آن اشاره شد .دلم برای همه بشریت می تپد و نه فقط ایرانیان … و دل نگران روح های جستجوگر و طالب آرامش و عدالت آنها هستم …خدایتعالی را قسم می دهم همه مارا درهیچ لحظه ای به خود وامگذارد …و نور و روشنی به چشم های ما برای زیارت عدالت و حقیقت حق عنایت کند . انشاءالله
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۱:۱۸ ب.ظ
سلام برادر خوب!لحظه هایتان امید در غربت شاد وخوش باشد .با نوشته منتظر قدهایتان هستم بدرود
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۶ در ۴:۲۲ ب.ظ
برادر ان و خواهران گرامی
در کشوری که قومیت و ملیت و جود داره تا چند روز قبل با هم در مقابل هم در سنگر بودند و می جنگیدند چظور انتظار دارید که طی پنج سال منسجم و فکر واحد محور داشته باشد
من شکر می کنم که ملت ما تا این حد توانسته با هم در تعامل سیاسی و اجتماعی به خوبی تا این حد باشه
آفرین بر ملت افغانستان
تا دیروز غلامان حلقه به گوش ایران و پاکستان و کشور وهابی عربستان بودیم و لی این حلقه عوض شد با دستان امریکا به گوش ما انداخته شد و اکنون ما آزاد تر زندگی می کنیم
اگر چه مجاهدین جوانای وطن را به کشتن داد و یک دیو را از کشو ر خارج کرد و دیو دیگر را با دستان خودشان به کشور آورد ولی باید فهمید که با دیو باید ساخت
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶ در ۹:۵۱ ق.ظ
باعض سلام ملت ماملتیست چند مهورچون هرکدام خودراازدیگری برترمیداندازنظربنده آنهای که خودرادرراه هویت بخشیدن بصورت جمعی برای اون مرزبوم فداکردنداسمشان درصفحه تاریخ همیشه جاویدان خواهندمانداماکسانی هم هستند مثل امروز که هویت ملت ماراازدستی گرفتند وبردست دیگری سپردنددرظاهراینهاشیرخانه وروباه بیرون بیش نیستند موفق باشی