در مورد انتخابات افغانستان ننویسیم بهتر است . برای اینکه انتخاباتی در کار نخواهد بود ، گزینه ی از پیش تعیین شده بازهم کرسی ریاست جمهوری را ازان خود خواهد کرد . در بیشتر کشورهای جهان ، دوره ی ریاست جمهوری حداکثر چهار سال می باشد و هر شخصی تنها می تواند دو بار خود را کاندیدای ریاست جمهوری کند .
درود بر آقای کرزی که قانون را چرک کف دست خویش خواند و برای دومین بار و هشتمین سال متوالی قدرت، خود را کاندید کرد ! شاید هم برای نشستن در تخت پادشاهی!
کاش یا دلی مردم سوز می داشت و یا پرونده ی پاک ! خوشبختانه یا بدبختانه آقای کرزی از این دو ویژگی برخوردار نیست و هر آنچه به فکرش رسد تنها به چپن و کلاه پوستی اش محدود شده است .
بعضی ها خواستار حضور بیشتر ناظران بین المللی در حوزه انتخابات شده اند ، تا نشود که مردم غیر از کرزی به کاندیدای مورد نظرشان رای دهند ! یا انتخاباتی به پا نمی کردید یا مهره ی سوخته را از بازی خارج می کردید !
مانده ام آقای کرزی چه خدمت درخشانی در کارنامه هفت ساله ی خویش می بیند که بازهم امسال در انتخابات حضور پیدا کرد؟!
خجالت هم خوب چیزی است …
مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید
چند روز پیش صفحه ی اول سایت خبری بی بی سی را که باز کردم یک دل سیر خندیدم . برای چندمین بار آقای کرزی از متانت و بزرگی خویش برای عموم سخن گفته بود و در سخنانش یادآور شده بود که دارایی شخصی اش چیزی بیش از ده هزار دالر نیست !
همین کلمه ی ده هزار دالر را که دیدم شک کردم که غلط املایی درکار بوده و به جای ده میلیون دالر ، ده دهزار دالر نوشته شده است ، اما وقتی خبرش همه جا پیچید معلوم شد که آقای کرزی منظورش همان ده هزار دالر بوده است و نه بیشتر ! خدا خیر بدهد آن معلمی را که به آقای کرزی حساب ریاضی یاد داد تا حداقل دارایی اموال خویش را بتواند حساب کند ! و اگر نه همین دالرهای شخصی اش را هم زیر کاغذ پاره های وزارت دارایی گم می انداخت !
مطالب مرتبط :
کمک ۲۷ میلیون دالری یونیسف به افغانستان
افشای معاشات امتیازی مقامات بلندپایه دولت افغانستان در سال ۱۳۸۶
قاچاق مواد مخدر - تحقیقات در مورد ارتباط برادر حامد کرزی با آن
حمید گل: در آمدمواد مخدر بیشتر در جیب برادر کرزی می ریزد تا طالبان
و برگی از کارنامه هفت ساله آقای کرزی
برچسبها: آزادی, افزودن برچسب تازه, افغانستان, بی بی سی, دارایی, رسانه, طالبان, مصاحبه, کرزی
یک سال ، هزار خاطره
بلاخره شمارش معکوس برای لحظه ی تحویل سال ،به پایان رسید و ما وارد سال هزار و سیصد و هشتادو هشت هجری شمسی شدیم . لذا سال جدید را به یکایک هموطنان گرامی و دیگر دوستان ،تبریک عرض می کنم .
همانطوری که ، مطلع هستید چند روز پیش ، چهاردهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (ره) را گرامی داشتیم . به همین دلیل سعی کردم یک گزارش کوتاه از برگزاری این مراسم در شهر تورنتوی کانادا در اینجا قرار دهم .
روز یکشنبه پانزدهم ماه مارچ برابر با بیست و پنجم ماه حوت ( اسفند ماه) مهاجران افغانستانی مقیم تورنتو، چهاردهمین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (ره) را گرامی داشتند . برنامه پس از تلاوت چندی از آیات قرآن کریم در جامعه اسلامی تورنتو آغاز شد . در ابتدای مراسم مجری برنامه ، قاری زمان قطعه شعری را همراه با سخنی از رهبر شهید قرائت کرد .
سپس برادرانی هم چون آقایان فروتن ، تابش ، پایدار ، حلیمی و … هرکدام به نوبت شعر و مقاله ی را که به مناسبت این مراسم تهییه کرده بودند ، به خوانش گرفتند . از خواهران هم حلیمه بهمن شعر هزارگی را همچنان شعری را که سروده بود برای عموم به سرایش گرفت که همگان را تحت تاثیر قرار داد و نیز خواهر طاهره عارفی نامه ی را که از طرف خود برای بابه مزاری نوشته بود قرائت نمود که مورد توجه حاضران قرار گرفت.
خانم فائزه فلاح که از اتاوا تشریف آورده بودند ، در باره طرحها و نظریات رهبر شهید در مورد مسایل مختلف افغانستان صحبت نمودند ، در پایان آقای بصیراحمد دولت آبادی وضعیت کنونی کشور را با استفاده از طرحها ونظریات رهبر شهید مورد نقد وبررسی قرار و یاد آورشدند که چرادنیا همیشه در باره افغانستان از یگ زاویه نگاه می کنند و چند خاطره از رهبر شهید را در اذهان عمومی به یادگار گذاشتند . مراسم با دعای آقای جاوید پایان یافت و مردم به صرف شام مشغول شدند .
مطلب بالا یک گزارش کوتاه و گذرا از بزرگداشت چهاردهمین سالگرد شهادت رهبر شهید بابه مزاری (ره) در شهر تورنتو بود . نام خیلی از کسانی را که مقاله خواندند و یا شعری سرودند به یاد نداشتم – چرا که نام شانرا آنجا یاد داشت نکرده بودم - به همین دلیل نامشان در اینجا ذکر نشده است .
برچسبها: افغانستانی, جامعه اسلامی تونتو, شهید مزاری, مراسم ، تورنتو, چهاردهمین سالگرد شهادت رهبر شهید بابه مزاری
شانزدهمین سالگرد فاجعه خونین افشار گرامی باد

آتــش شـکست حرمت معصــوم آب را کابوس خوف ، شیشه رویای ناب را
تصـویرهـای تیره و چـرکیــن کیــنـه هــا آلـوده اند ذهـن مـصفـای قـــاب را
در آسـمان ، شیـوع شـباویر کرده است اشغال ، برج غیرت سرخ شـهاب را
شامــی تنـید رشـته تاریک ، تا کـــشید در بنـد ، دست شعلـه ور آفــتاب را
خم گشت عرش قامت کهسارو تازه کرد زخــم هزار سـاله نســل عــقاب را
سـوی بــقا ســوار خـطــر پوی آسـمان مهــمیز زد سـمند سپیــد شتاب را
زخم هزار ساله
شاعر : محمد حسین هاشمی
کریسمس و بچه های افغانستان

کریسمس و بچه های افغانستانی
و فردا کریسمس است … شبی که کودکان به زور بخواب می روند و ته دلشان می خواهند فردا زود بیدار شوند تا کادو های رنگ و بارنگشان را باز کنند . کادوهایی که با کاغذ کادوی قرمز و با ربان سبز بسته بندی شده اند و خواب را از چشمان کودکان ربوده اند .
در یکی از گوشه های این جهان بزرگ ، درست در یک کشور عقب افتاده جهان چهارمی مثل افغانستان کودکان نه تنها امشب را خوب نمی خوابند بلکه سال هاو شاید هم قرن هاست که کودکان آن شبها نا آرام چشم بر هم می گذارند و به این شکل بزرگ می شوند . این بی خوابی بخاطر هیجان بازکردن کادو نیست ، به خاطر دیدن چهره بابانوئل هم نیست ، به خاطر شادی برآورده شدن آرزوهایشان هم نیست . آنها خود خبر دارند که بابانوئل سالهاست که اسامی کودکان افغانستان را از لیست کسانی که باید به آنها هدیه بدهد پاک کرده است .
این بی خوابی به خاطر سرمایی است که سراسر خانه های گاه گلی و چادر های پاره شان را فرا گرفته است . این بی خوابی برای آن است که شکم های کوچکشان نانی درونش نیست . آنقدر گرفتاری زیاد است که حتی فکر کردن به ریش های سفید بابانوئل با آن شکم چاقش آنها را می آزارد .
شبی نیست که به آرامی چشم هایشان را ببندند و مانند دیگر کودکان جهان با لالایی های پدر و مادرشان به خواب روند . هرچندتعدادشان یا پدر و مادرهای شان را از دست داده اند و یا تا چشم بازگرده در خرابه بزرگ شده اند . کودکانی که تنها یک بار هم از جانب کسی هدیه ی دریافت نکرده اند ، حتی بابانوئل افسانه ای .
برخی شان سالهاست که بدون سقف به سیمای آبی رنگ آسمان چشم دوخته اند و نه تنها در جستجوی بابانوئل نیستند که برای یافتن امید تلاش می کنند . ما زیر سقف های آجری و چوبی با ترس از پنجره به آسمان نگاه می کنیم و پریشان دنبال بابانوئل می گردیم و آنها دنبال یک لقمه نان!







