تفسیر کردن فاجعه غزه در بیان چند کلمه کار دشواری است. دیدن چهره های خونین پدران و مادرانی که کودکان زخمی شان را بردوش گرفته و به این سو و آن سو می دوند، آزار دهنده است . شنیدن صدای موشکی که هر چند ساعت به روی خانه ای آباد فرود می آید ، یادآور حکایت سرزمین زخم دیده ی خودم است .
خون ، اشک ، فریاد و غزه . بحث دیگر سر من و تو نیست ، سر مسلمان بودنمان نیست ! سر زبانمان ، سر هموطنانمان نیست ! بحث سر انسانیت و شرف است !
جدا از حماس و اسرائیل ، یهود و مسلمان ، این انسانیت است که انسان را وادار به دفاع از مردمی بی گناه می کند ! این انسانیت است که هزاران نفر به خاطر داشتنش در سراسر جهان از خانه بیرون زده و پرچم به دست گرفته و در غم این حادثه شریک می شوند . نه به خاطر عرب بودن غزه ، نه به خاطر مسلمان بودن مردم غزه ، نه بخاطر دشمن بودن مردم غزه با آمریکا ،تنها به خاطر داشتن انسانیت ! و مظلومیت مردم غزه.
انسانیت تنها هفت کلمه ایست که اکثرمان حتی بویی از آن نبرده ایم ! در اوج فاجعه به جای حمایت از مردم بی دفاع غزه ،آن را کوبیدیم و حامی اسرائیل شدیم ! چهره های خونین صدها زن و کودک و بچه را در تصاویر ویدیویی دیدیم و جرات نوشتن یک پاراگراف را نداشتیم ! یک پاراگراف برای حمایت از آن کودک خردسال که گلوگله ی درست فرق سرش را نشانه گرفت ! نه پاراگرافی برای حمایت از حماس و گروه های همتایش !
این مرز ، ملیت و قوم نیست که این و آن را جدا کرده ! تا به کی این افکار ” که او نیست هموطنم ” باید در ذهنمان جاری باشد ! تا به کی باید به خاطر کوبیدن کشوری که از او متنفریم و او راست یا دروغ مدافع غزه شده ،چشم خود را از قتل عام مردم غزه بپوشانیم ! تا چه زمانی برای راه انداختن پرونده های سیاسی مان باید به دیگر ملیت ها و محرومان مثل مردم خود ضربه بزنیم ؟!
باید حتما طرفداری آمریکا را بکنیم تا نشان دهیم چقدر آزادی خواه و دموکراسی پرست هستیم ؟! باید همیشه طرفدار کشور قدرتمند باشیم تا شخصیتمان را نشان دهیم ؟؟
اینطور نیست ! دموکراسی همین جاست ! دموکراسی در قلب انسانها است! تا زمانی که انسانیت ، اراده را کنترل نکرده و نژادپرستی و قوم گرایی را کنار نگذاشته ،به آزادی دست نخواهیم یافت !
آزادی به معنای واقعی حمایت کردن از انسانیت ! نه سکوت در برابر تجاوز و زور ! این چهار وجب میدان رسانه ای ارزشش را ندارد تا پای بر اعتقادات و انسانیت خود گذاشته و از قدرتمند دفاع کنیم !
غزه در سکوت مطلق رسانه های هموطن
این رویا در افغانستان هم تحقق خواهد یافت !
برگزیده شدن بارک اوباما به عنوان اولین ریس جمهور سیاه پوست آمریکایی ،نقطه عطفی بود در تاریخ محرومان جهان که برای همیشه در تاریخ آمریکا ثبت شد . روز سه شنبه ۴ نوامبر، میلیون ها نفر در سراسر آمریکا نشان دادند که دیگر هیچ فرقی بین رنگ سیاه و سفید وجود ندارد . این بار رویای مارتین لوتر به واقعیت پیوست . سال ۱۹۶۳ اولین سخنرانی مارتین برای مبارزه علیه تبعیض نژادی در آمریکا ایراد شد و حال بعد از گذشت کمتر از نیم قرن ، این رویا به واقعیت پیوست . رویای مساوی بودن ، رویای همرنگ بودن ، رویای باهم بودن …
بعد ازنزدیک به نیم قرن ،کشور جهان اولی آمریکا و یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان ، تبعیض را زیرپای گذاشت و مشت محکمی بر دهان یک کشور جهان سومی زد که حتی مهاجران کشور همسایه اش را آدم خطاب نمی کند . حتما باید نیم قرن دیگر ما صبر کنیم تا این افکار نژاد پرستانه در تک تک افراد موجود در خاور میانه از بین رود . حتما باید یک نفر دیگر مانند مارتین یک سخنرانی ایراد بکند ، ترور شود و بعد از آن ما به سر عقل بیاییم . حتما باید نیم قرن بگذرد تا ذهن خاک خورده ی عده ی نژادپرست رسوب کند .
واقعا چقدر سخت است تا آدمی به این نقطه از زندگی برسد . نقطه ی که خود را با دیگران ، با من و تو مساوی بداند . اما واقعا رسیدن به این نقطه مثل پیدا کردن سوزن در انبار کاه می ماند و قطعا طولانی تر از گذشت یک قرن . برای از بین بردن چنین افکاری هیچ وقت دیر نیست . شاید نژادپرستان خاورمیانه و سراسر جهان با دیدن این حادثه از نابودی رژیم فعلی خود که بر پایه نژاد و قوم گرایی بنا شده است آگاه شده باشند .
قطعا یک روز ، شاید یک قرن ، دو قرن و سه قرن دیگر هیچ فردی در افغانستان به خاطر نژادش و به خاطر ارتباطش با فلان قبیله برتر شناخته نخواهد شد . قطعا رنگ پوستش ، بزرگی چشم هایش ، سیاهی ابروهایش و تفاوت زبانش با سایر مردم افغانستان، دلیل بالاتر بودن و برتر بودنش نخواهد شد . شاید قرن ها طول بکشد تا کشور جهان چهارمی مثل افغانستان به این واقعیت دست یابد ، ولی این رویا هم روزی به واقعیت تبدیل خواهد شد ….
برچسبها: آمریکا, افغانستان, انتخابات, بارک اوباما, رویا, مارتین, نژاد پرستان
وقتی بی بی سی با طالبان مصاحبه می کند
هنوز چند هفته از هفتمین سالروز کشته شدگان حادثه یازدهم سپتامبر نگذشته ، خبری را در سایت رسمی خبرگذاری انگلستان موسوم به خبرگذاری بی بی سی خواندم . عنوان خبر به شرح زیر است : ‘طالبان از طرح حمله یازدهم سپتامبر آگاه نبودند‘ و خبر در روز یکشنبه سیزدهم سپتامبر برابر با بیست و سوم شهریور بر روی وبسایت بی بی سی در صفحه افغانستان انتشار یافت.بی بی سی در ابتدای این گذارش می نویسد :
وکیل احمد متوکل، وزیر خارجه طالبان در یک گفتگوی اختصاصی به بی بی سی گفت رهبری طالبان از برنامه ریزیها برای اجرای حملات یازدهم سپتامبر آگاه نبود و…
جالب اینجاست که وقتی این خبر را خواندم اول کمی خنده ام گرفت و بعد برای طالبان و اربابانشان آفرین گفتم که چطور خاک به چشم مردم می پوشانند و واقعیت ها را وارونه جلوه می دهند ! این خبر باعث شد یک مرور دیگر بر اخبار آرشیو بی بی سی که بر اساس همان موضوع در سمت چپ ظاهر می شوند بیاندازم .
اتفاقا به گذارش دیگری در همین رابطه با موضوع : “مبارزه جهانی با تروریسم به نفع القاعده انجامیده است” بر خوردم و بازهم بی بی سی در این شیرین کاری دیگر به نقل از یک گروه تحقیقاتی بریتانیانی می نویسد :
یک گروه تحقیقاتی در بریتانیا، می گوید دخالت این کشور در جنگ عراق و افغانستان، ‘یک فاجعه’ بوده و مبارزه جهانی با تروریسم، ‘به نفع القاعده’ انجامیده است.
و البته که دخالت بریتانیا به نفع القاعده انجامید ! وقتی خبرگذاری معتبری مانند بی بی سی با وزیر خارجه طالبان یا همان القاعده مصاحبه اختصاصی به راه می اندازند آنوقت ریاست سازمان سیا امریکا داد می زند که مخفیگاه رهبران طالبان هنوز معلوم نیست !
تظاهرات هزاران نفر در کابل
تظاهرات ده ها هزار نفر هزاره در کابل علیه کوچی ها و حکومت طرفدار کوچی نشان داد که یک تفاوت آشکار بین افغان و هزاره از نگاه برخوردهای سیاسی بوجود آمده است . افغانها برای رسیدن به خواسته های خود که همان قبضه کردن تمامی قدرت و بیرون کردن دیگران از کشور باشد ، به کمر خود بمب بسته و خود را منفجر می کنند تا با کشتن خود و چند انسان بی گناه به جهان نشان دهند از دولت کابل راضی نیستند!
اما هزاره ها برای رسیدگی به حق غصب شده خود برای جلوگیری از قتل عام مردم بی گناه خود توسط کوچی ها با پشتیبانی دولت ، دست به تظاهرات مسالمت آمیز می زنند تا به جان نشان دهند که حکومت کابل ، حکومت ضد تمدن و ضد آرمانهای مردمی است .
حال این پرسش مطرح است که آیا جامعه جهانی در این بازی به جانب داری از جکومت می پردازد و یا اینکه جانب مردم طرفدار دموکراسی و قانون را می گیرد؟
اگر جامعه جهانی و سازمان ملل و کشورهایی که تحت شعار دموکراسی به افغانستان رفته اند ، به خواسته مردم آرام و صبور هزاره توجه نکند ، این حقیقت به جهانیان آشکار خواهد شد که شعارهای طرفداری از دموکراسی یک دروغ بیش نبوده و جامعه جهانی مشوق وحشیگری ، درنگی و انتحار است ! و خود ملیت های دیگر را نیز تشویق می کند که مثل افغان ها و پشتونها راه انتحار را پیش گیرند…
دیده شود که جامعه ی جهانی کدام روی سکه را به نمایش می گذارند ، طرفداری از دموکراسی و آزادی بیان یا طرفداری از توحش و انتحار!
در همین رابطه :
گزارش سایت خبری نما [همراه با تصویر]
گزارش سایت خبری کابل پرس [همراه با تصویر]
گزارش سایت خبری بی بی سی فارسی [همراه با تصویر]
تصاویر جمع آوری شده از تظاهرات








