شوخی با دموکراسی

گفتگوهای میان دولت و طالبان که هدف آن صلح و دوستی است ، شده قصه های هزار و یک شب علی بابا برای مردمان زجر دیده افغانستان! از یک طرف وطن دوستی تعدادی گل کرده ، تظاهرات علیه حضور کشورهای بیگانه راه می اندازیم و شعار مرگ بر آمریکا سر می دهیم و ازسوی دیگر کشور خویش را به دست دموکراسی آمریکایی رها کرده و پلاکارت های روزجهانی قدس به دستمان می گیریم (این هم از نوع دموکراسی افغانستانی).
“این وطن ، وطن شدنی نیست” باورکنید ! مثل اینکه دولت مردان افغانستان همان پرونده های سربریدن مردم و آن همه جنایات به دست طالبان ( بین خودمان باشد ، به قول پرزیدنت کرزی فرزندان افغانستان) را گم کرده اند و یا گم انداخته اند !
شکی نیست که شعار دهندگان دمکراسی زورکی دست شان با القاعده در یک کاسه است ، همان طوریکه دولت طرفدار آن با طالبان همخانه اند.چنانچه جناب آقای کرزی که برای نشان دادن آزادی در افغانستان به پای صندوق رای رفته بود ، این بار هم با نام دموکراسی وارد مصاحبه با فرزندان وطنش ( انتحارگران و مکتب سوزان) شد و وظیفه شناسی کرد !
این روزها همه اش بحث پیرامون گفتگوهای طالبان با دولت فعلی افغانستان است . متحدان دموکراسی بر این باورند که این گفتگوها به نفع مردم افغانستان تمام خواهد شود ،بی خبر از آن که خود با این اقدام حضور هفت سال نیروهای بیگانه را زیر سوال بردند. زمانی که فرزندان افغانستان توسط ریس جمهور ، طالبان خوانده شوند و آن همه جنایات به دست فرزندان افغانستان از یاد برده شود ، آنوقت است که باید به حال این وطن گریست .
دموکراسی تا چه حدی ؟ تا حد مذاکره با مقصران ساختگی کشته شدن هزاران نفر در برج های دو قلو ! تا حد گفتگو با رهبرانی که سازمان سیا برای کشتن شان جایزه تعیین کرده ! تا حد مذاکره با بزرگ ترین تروریست دست نشانده ی آمریکایی ، بن لادن ! تا حد مذاکره با قاتل هزاران نفر مردم بیگناه ؟ تا حد نشست با گروهی که آرزو دارند سر به تن مردم افغانستان نباشد ! شاید این یک نوع دموکراسی آمریکایی باشد که آمریکا برای افغانستان به ارمغان آورد !

