بایگانی موضوعی برای " منابع خبری "

شوخی با دموکراسی

یکشنبه, مهر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۷ ب.ظ
شوخی با دموکراسی

گفتگوهای میان دولت و طالبان که هدف آن صلح و دوستی است ، شده قصه های هزار و یک شب علی بابا برای مردمان زجر دیده افغانستان! از یک طرف وطن دوستی تعدادی گل کرده ، تظاهرات علیه حضور کشورهای بیگانه راه می اندازیم و شعار مرگ بر آمریکا سر می دهیم و ازسوی دیگر کشور خویش را به دست دموکراسی آمریکایی رها کرده و پلاکارت های روزجهانی قدس به دستمان می گیریم (این هم از نوع دموکراسی افغانستانی).
“این وطن ، وطن شدنی نیست” باورکنید ! مثل اینکه دولت مردان افغانستان همان پرونده های سربریدن مردم و آن همه جنایات به دست طالبان ( بین خودمان باشد ، به قول پرزیدنت کرزی فرزندان افغانستان) را گم کرده اند و یا گم انداخته اند !
شکی نیست که  شعار دهندگان دمکراسی زورکی دست شان با القاعده در یک کاسه است ، همان طوریکه دولت طرفدار آن با طالبان همخانه اند.چنانچه جناب آقای کرزی که برای نشان دادن آزادی در افغانستان به پای صندوق رای رفته بود ، این بار هم با نام دموکراسی وارد مصاحبه با فرزندان وطنش ( انتحارگران  و مکتب سوزان) شد و وظیفه شناسی کرد !
این روزها همه اش بحث پیرامون گفتگوهای طالبان با دولت فعلی افغانستان است . متحدان دموکراسی بر این باورند که این گفتگوها به نفع مردم افغانستان تمام خواهد شود ،بی خبر از آن که خود با این اقدام حضور هفت سال نیروهای بیگانه را زیر سوال بردند. زمانی که فرزندان افغانستان توسط ریس جمهور ، طالبان خوانده شوند و آن همه جنایات به دست فرزندان افغانستان از یاد برده شود ، آنوقت است که باید به حال این وطن گریست .
دموکراسی تا چه حدی ؟ تا حد مذاکره با مقصران ساختگی کشته شدن هزاران نفر در برج های دو قلو ! تا حد گفتگو با رهبرانی که سازمان سیا برای کشتن شان جایزه تعیین کرده ! تا حد مذاکره با بزرگ ترین تروریست دست نشانده ی آمریکایی ، بن لادن ! تا حد مذاکره با قاتل هزاران نفر مردم بیگناه ؟ تا حد نشست با گروهی که آرزو دارند سر به تن مردم افغانستان نباشد ! شاید این یک نوع دموکراسی آمریکایی باشد که آمریکا برای افغانستان به ارمغان آورد !

توسط آزاد

وقتی بی بی سی با طالبان مصاحبه می کند

یکشنبه, شهریور ۳۱م, ۱۳۸۷ در ۱:۴۰ ب.ظ

هنوز چند هفته از هفتمین سالروز کشته شدگان حادثه یازدهم سپتامبر نگذشته ، خبری را در سایت رسمی خبرگذاری انگلستان موسوم به خبرگذاری بی بی سی خواندم . عنوان خبر به شرح زیر است : ‘طالبان از طرح حمله یازدهم سپتامبر آگاه نبودند‘ و خبر در روز یکشنبه سیزدهم سپتامبر برابر با بیست و سوم شهریور بر روی وبسایت بی بی سی در صفحه افغانستان انتشار یافت.بی بی سی در ابتدای این گذارش می نویسد :

وکیل احمد متوکل، وزیر خارجه طالبان در یک گفتگوی اختصاصی به بی بی سی گفت رهبری طالبان از برنامه ریزیها برای اجرای حملات یازدهم سپتامبر آگاه نبود و…

جالب اینجاست که وقتی این خبر را خواندم اول کمی خنده ام گرفت و بعد برای طالبان و اربابانشان آفرین گفتم که چطور خاک به چشم مردم می پوشانند و واقعیت ها را وارونه جلوه می دهند ! این خبر باعث شد یک مرور دیگر بر اخبار آرشیو بی بی سی که بر اساس همان موضوع در سمت چپ ظاهر می شوند بیاندازم .
اتفاقا به گذارش دیگری در همین رابطه با موضوع : “مبارزه جهانی با تروریسم به نفع القاعده انجامیده است” بر خوردم  و بازهم بی بی سی در این شیرین کاری دیگر به نقل از یک گروه تحقیقاتی بریتانیانی می نویسد :

یک گروه تحقیقاتی در بریتانیا، می گوید دخالت این کشور در جنگ عراق و افغانستان، ‘یک فاجعه’ بوده و مبارزه جهانی با تروریسم، ‘به نفع القاعده’ انجامیده است.

و البته که دخالت بریتانیا به نفع القاعده انجامید ! وقتی خبرگذاری معتبری مانند بی بی سی با وزیر خارجه طالبان یا همان القاعده مصاحبه اختصاصی به راه می اندازند آنوقت ریاست سازمان سیا امریکا داد می زند که مخفیگاه رهبران طالبان هنوز معلوم نیست !

توسط آزاد

قدرت در دستان دیوانگان

جمعه, تیر ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۹:۲۴ ب.ظ

قدرت در دست دیوانگان

زورگویی و برتری همیشه هدایت کننده ی کلمه ی نفرت انگیز ” قدرت ” است . در کنار اینها  رقابت نیز نمک اضافه ی این غذای شور می باشد . داشتن قدرت آنقدر آدمی را تا دیوانگی پیش می برد که از نمونه هایش می توان جنگ هایی مانند جنگ ویتنام ، عراق و افغانستان را مثال زد . یکی موشک هوا می کند و دیگری آپالو و به قول قدیمی ها خودش را قاطی بزرگترها می کند . یکی به جای اینکه بفهمد طالبان اصلی خود دولت است ، دم از طالبان پاکستانی می زند. دیگری بجای نگاه کردن به وضعیت خراب کشورش ، به فکر فراهم کردن احتیاجات کشوری بی هویت است .
خلاصه اینکه قدرت همیشه آدمی را دیوانه می کند . حال اگر این قدرت در دست دیوانگان باشد دیگر چه ها خواهد شد ! یکی وجود کشوری را انکار می کند که جهان آنرا پذیراست ، دیگری طرفداری کشوری را می کند که به قول معروف از باد هوا زنده است . سال ها پیش طالبان را بوجود آورد و با یک حیله گری حادثه ی به نام یازدهم سپتامبر ایجاد کرد و دست آورد خویش را از ریشه کند .  چند سال بعد یکی دیگر از مزدورانش را به همان روش قدیمی از سلطنت برکنار کرد و با یک دادگاه حکم اعدامش را صادر نمود.
پشت میز قدرت نشستن هم خودش حکایتی دارد . سکوت و به زبان ساده تر همان زورگویی و یا خفه کردن صدا در گلو نیز از مزایای داشتن قدرت است. قدرتی که رسانه ها ، حکومت ها ، ملیت ها ، و خیلی چیزهای دیگر را در دست دارد. زندانی به بزرگی زندان گوانتانامو می سازد تا به قول خودش تروریست را زندانی کند اما صبای دیگر زندان قندها را منفجر کرده و خود را بی خبر می اندازد.  از حیله های مکار این آقای پرزیدنت جورج – ب زیاد هست که نه در اینجا گنجیده می شود و نه من حال حساب کردنش را دارم . از شجاع طلبی آقای حامد – ک هم که بسیار سخن های زیادی است . از همان فرارش در سالروز هفت ثور گرفته تا همان حرف های خنده دار طالبان پاکستانی و همان سخنی گه گفته بود : طالبان فرزندان افغانستان هستند ! از ریس جمهور بیگانه ی دیگری هم که دستش روی ماشه ی تفنگ است و خودش را خیلی می داند سخن های زیادی در اینترنت می توان یافت . حوصله ی جر و بحث در مورد بیگانگان و نژادپرستان را ندارم ! کاش یکی بود که به این قدرت مندان می گفت : از جان مردمان بی گناه که گذشته اید ، حداقل به خاطر خودتان از این بازی دست بردارید !!!
حال این بار قدرت مندان چه نقشه هایی برسر دارند ، خدا خودش می داند…
[در کنار نوشته ی بالا دیدن ویدیوی زیر نیز توصیه می شود ! اول موزیک وبلاگ را خاموش کنید بعد ویدیو را تماشا کنید ]

توسط آزاد

جان انسان ها بی ارزش ترین متاع در افغانستان

دوشنبه, تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۴ ب.ظ

کشته شدن زنان و کودکان بی گناه ، کشته شدن غیر نظامیان ، بمب گذاری های انتحاری، پرواز کردن دانش آموزان و ترک کردن این خرابه از دست آوردهای این شش ، هفت سال حکومت بعد از طالبان است . قبل از آن هم اوضاع چندان خوب نبود ، همان حکومت طالبان را می گویم که زنده زنده آدم سر می بریدند و زنده زنده به گور می کردنند و می کنند. یادم می آید سال دو هزار و یک میلادی بود که بعد از حملات نمایشی یازدهم سپتامبر آمریکا با ارتش و سربازهایش قلب افغانستان، کابل را هدف حمله قرار داد.
از آن روز تا به حال هرچه که در اخبار می خوانم حکایت از کشته شدن بیگناهان و غیر نظامیان در یک نبرد خیالی است . نبردی که هفت سال است بدون هیچ هدفی مردمان افغانستان را از زندگی شان محروم می کند . نبرد دروغین با خشخاش، با تروریست و یا نبرد با همان بن لادن و ملاعمرش .
سکوت در مورد قضیه ی کوچی ها ، به شهادت رسیدن تعدای از دانش آموزان ، قتل عام ها ، حملات انتحاری ، بمب گذاری هتل کابل ، انفجار برنامه ریزی شده ی زندان قندهار و خیلی از حادثه های بزرگ دیگری که حتی به یاد آوردنشان دل آدمی را می رنجاند خود حاکی از بی ارزش بودن جان انسان ها در افغانستان است.
همین چند وقت پیش در جایی خوانده بودم پدری فرزندش را به ازای هزار دالر به یک خان فروخت …این هم یک مثال دیگرش! وقتی که یک سگ جنگی را به جای یک انسان تعویض می کنند ، این چیزها دیگر چیزی به حساب نمی آید. این حادثه ها ، حوادث دلخراشی هستند که هم در زمان طالبان اتفاق افتاده اند و هم در زمان کرزی اتفاق می افتد . با گذشت بیش از سی سال نا آرامی در افغانستان هنوز هم این حکایت ها تغییری نکرده اند ، حادثه ی امروز در سفارت هند خود ثابت کرد که این نا آرامی ها و حکایت ها ادامه خواهد داشت .حکایتی که زندگی بیش از سی و یک میلیون نفر را به بازی گرفته و آن ها را به بی ارزش ترین متاع جلوه می دهد.

توسط آزاد

مهاجر بودن را آنلاین تجربه کنید

جمعه, تیر ۱۴م, ۱۳۸۷ در ۳:۵۹ ب.ظ

مهاجر بودن را آنلاین تجربه کنید

چند وقت پیش در حال گشت زدن در بین سایت های خبری از جمله سایت خبری بی بی سی بودم که یک خبر جالب را در بخش دانش و فن این سایت دیدم. موضوع خبر بازی برای شناساندن پناهجویان سیاسی بود که توجه من را به خود جلب کرد. بعد از خواندن متن خبر در سایت بی بی سی خیلی کنجکاو شدم تا بازی مهاجر بودن را آنلاین تجربه کنم ! بعد از یک سری جستجوهایی که در گوگل انجام دادم بلاخره به سایت بازی” Against All Odds”رسیدم و شروع به بازی کردن کردم .
بدون درنظر گرفتن محتویات سیاسی این بازی می توان این بازی را یک ایده ی بسیار جالب در آشنا کردن مردمانی که هیچ تجربه ی از مهاجرت و مهاجر بودن ندارند دانست. البته فکر نمی کنم این بازی برای مردمان افغانستان که بیش از یک سوم شان مهاجر بودن را تجربه کرده اند به درد بخورد. این بازی تمام دشواری های زندگی در یک کشور بیگانه را در خود جای داده است ، ولی به هرحال تا انسان خودش یک چیز را از نزدیک تجربه نکند هیچ وقت آنرا آنطور که هست درک نمی کند.
لینک های مربوطه:
سایت بازی Against All Odds game
گذارش مربوطه در سایت سازمان ملل

توسط آزاد

برگی از کارنامه ی هفت ساله جناب کرزی

یکشنبه, اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۷ در ۸:۱۰ ب.ظ

” من چوکی را رها نمی کنم” چند وقت پیش خبر را در سایت ها خواندم که آقای ریس جمهور مردم را از تصمیم خود آگاه ساخت . بر آن شدم تا گوشه ی از کارنامه ی هفت ساله ی این ریس جمهور افسانه ی را به تصویر بکشم.

ادامه مطلب را بخوانید

توسط آزاد

کوچی کیست؟

شنبه, فروردین ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

سال پیش بود که خبر وارد شدن یک گروه موسوم به نام کوچی ها را در اینترنت خواندم . با گذشت از حملات وحشیانه ، غارت ، تصاحب اموال و زمین ها دیگر چه چیزی می توانست رخ بدهد؟ از خودم پرسیدم …
تا همین سال پیش نمی دانستم کوچی ها چه کسانی هستند . تا آنکه فرصتی پیش آمد و از پدرم در مورد کوچی ها سوال کردم! پدرم با اندکی تامل گفت : کوچی بلای جان هزاره است ، کوچی یعنی دولت ، کوچی یعنی طالبان…
باوجود اینکه هنوز مفهوم روشنی از کوچی ندارم ، برایم سوال پیش آمد که چطور کوچی هم می تواند دولت باشد و هم مخالف دولت ؟ اما سکوت دولت مردان آن سرزمین و چشم پوشی از جنایات کوچی ها خود گواهی یک نوع همکاری با آن گروه نیست ؟ و به راستی کوچی کیست ؟

توسط آزاد