ماهی های کتاب خوان
چند صباحی است که از حادثه دلخراش غرق شدن هزاران جلد کتاب در دریای هیرمند می گذرد ، اما به قول قدیمی [...]
نوروز باستانی در کانادا رسمیت یافت
به گزارش سایت شبکه اینترنتی ایرانیان مقیم تورنتو (ایرانتو) نوروز باستانی در کانادا [...]
مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید
چند روز پیش صفحه ی اول سایت خبری بی بی سی را که باز کردم یک دل سیر خندیدم . برای [...]

یک سال گذشت

درست یک سال پیش در همین روزها نام آزاد را از میان تمامی نام هایی که برای خود برگزیده بودم انتخاب کردم . وبلاگ هایی که با نام های گوناگون نوشته بودم را پاک و وبلاگ روزنوشت را به جمع وبلاگ ها افزودم . در همین چند ماه گذشته تصمیم گرفتم وبلاگ روزنوشت را به یک سایت تبدیل کنیم . آنوقت وبسایت چشمه ریگی را ساختم . در مدت یک سالی که مشغول به وبلاگ خوانی و وبلاگ نوشتن بودم خیلی از سوال ها برایم روشن شد و خیلی سوال ها در ذهنم ایجاد گشت .
می شود گفت تجربه هایی که طی این یکسال بدست آوردم خیلی بیشتر از آن بودند که انتظارش را داشتم . خواندن بعضی از نوشته ها مرا امیدوارم می کرد و بعضی شان ناامیدم . به هر حال یک سال از اولین نوشته ام با نام آزاد گذشت …


افشار

به یاد قربانیان حادثه ی غم انگیز افشارحادثه افشار

قلب پریشان

آه ! چه پریشانم امشب
زصدای گریه ی آن مادر
بی تاب وبه چشم تر گریانم
چه بگویم از آن واقعه شوم
که قلب ها تکه تکه
وسرها زتن جدا گشتند
صدها پیر و برنا ، مادر و کودک
به جرم هیچ قربانی شدند
و گویی همین دیروز بود …
من از آن حادثه می گویم
حادثه ی افشار …
آن حادثه ی شوم
که به ناموس عالم و آدم
ز سوی مدعیان دین و مذهب
به بهانه ی هیچ ، بی باکانه تجاوز شد
هنوز آن فریاد های بی پاسخ
به گوش می رسد
و مدد می جوید …
اما چه سود
که خون بهای افشار
معامله گشت
و همه سکوت کردند ….
آزاد، بیست و یکم دلو دوهزار هشت