ماهی های کتاب خوان
چند صباحی است که از حادثه دلخراش غرق شدن هزاران جلد کتاب در دریای هیرمند می گذرد ، اما به قول قدیمی [...]
نوروز باستانی در کانادا رسمیت یافت
به گزارش سایت شبکه اینترنتی ایرانیان مقیم تورنتو (ایرانتو) نوروز باستانی در کانادا [...]
مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید
چند روز پیش صفحه ی اول سایت خبری بی بی سی را که باز کردم یک دل سیر خندیدم . برای [...]

آن سوی کایت رانر (بادبادک باز )

بلاخره فرصتی پیدا کردم که شاهکار خالد حسینی را بخوانم ! شاهکاری که خبرش در وبلاگستان پیچید و نظرات همه را با یک رمان عوض کرد !
چند وقت پیش یکی از دوستان ایرانی برایم ایمیلی زده بود و در آن نوشته بود : ” کتاب کایت رانر را خوانده ای آزاد ! عجب چیزی است این کتاب ! من که کلی نظرم در مورد شما افغانی ها عوض شد ! ” . من هم که کتاب را نخوانده بودم هیچ چیزی در جوابش ننوشتم و ترجیح دادم جوابش را وقتی بدهم که خودم شخصا کتاب را بخوانم و بسنده به نوشته های وبلاگستان نکنم .
دیروز کتاب را خلاص کردم ، حدود دو تا سه هفته طول کشید تا توانستم این کتاب را بخوانم . البته بیشترش به زور کلاس زبانمان بود که باید هر هفته یک کتاب بخوانیم . کلا خواندن این کتاب برایم یک افسانه شده بود ، از اینکه چطور نظر یک ایرانی در مورد افغانستانی ها با خواندن یک کتاب عوض شده بود واقعا تعجب کردم! افغانستانی هایی که بیش از ده ها کتاب در ایران منتشر کردند و حتی یکی شان به اندازه رمان خالد حسینی مشهور نشد ! و حال تنها با تصویر کشیدن گوشه ی از این زخم، نظر جهانیان عوض شد !
قطعا وقتی کتابی به زبان دیگری ترجمه می شود در آن تحریف های نیز بوجود می آید . حال این ترجمه در کشوری صورت گیرد که قانون کپی رایت ستاره سهیل است و هر چند زمانی روی رخ نشان می دهد . راستش را بخواهید این فکر در ذهنم بوجود آمده که نسخه ی فارسی این کتاب با نسخه انگلیسی آن کاملا متفاوت خواهد بود ، هرچند من حتی جلد کتاب فارسی اش را هم ندیده ام و آن چه را که خواندم نسخه زبان اصلی بود .
زبان اصل گفتیم و یاد یک سری مسائل دیگر در باب کایت رانر افتادم . کتابی که در آمریکا توسط خالد حسینی به زبان انگلیسی نوشته شده در ایران به زبان فارسی چند بار چاپ می شود و تعداد زیاد آن را می خوانند، ولی کمتر کسی پیدا می شودکه کتاب های فارسی خودمان را بخوانند ! حتی در همین  کانادا ! وقتی یک  جوان افغانستانی را می بینی و از او سوال می کنی چند کتاب در مورد افغانستان خوانده ای ؟با دلگرمی تمام می گوید : ” کتاب کایت رانر را خوانده ام ” و اگر نام کتاب های تاریخ و یایکی از کتاب های داستان فارسی را که خود هموطنان نوشته پرسان کنیم ،یا سرش را به علامت نمی دانم تکان می دهد و یا سکوت می کند .
قصد خلاصه نویسی کتاب را اصلا ندارم که تنها با جستجوی یک کلمه خالد حسینی صدها گزینه در گوگل برای بینندگان و خوانندگانش موجود است . قصد موشکافی درونمایه  کتاب را نیز ندارم و اصلا نمی خواهم میدان جنگ راه بیاندازم که صبا روز متهم به قوم گرایی شوم ! البته در نظر بعضی ها حرف دل زدن و حمایت کردن ، قوم گرایی حساب می شود و کارهای دیگر تنها وظیفه شناسی !
خلاصه کلام ، کتاب کایت رانر به دلم ننشست … افسانه کایت رانر چیزی است که هر لحضه در افغانستان در حال تکرار است ! از محبوبیت کتابش گرفته تا کلمه به کلمه توهین ها و تحقیر هایش ! کایت رانر کتابی بود که مانند فیلم های هندی نویسنده اش یک شبه پول دار شد ، در جهان معروف شد و در آخر با انتشار فیلم دیگری دین چند ساله خود را به افغانستان ادا کرد. میلیون ها نفر در سراسر دنیا آن را خواندند ، یکی از دلایل موفقیت کایت رانر به خاطر این بود که کتابی است که با زبان انگلیسی در مورد رویدادهای افغانستان توسط یک نویسنده افغانستانی - امریکایی نوشته می شود . مشهور شدنش در کشور هم جوار و فارسی زبان افغانستان نه به خاطر محتوای کتاب بلکه بخاطر امریکای بودن کتاب کتاب است و اگرنه بهتر از این کتاب ده ها جلد توسط داستان نویسان افغانستانی مقیم ایران نوشته شده که حتی بسیاری از ایرانیان از نام آنها اطلاع ندارند. به طور قطع اگر آنها هم یک بار در امریکا چاپ شوند ده ها بار در ایران تجدید چاپ خواهند شد!. از آنجایی که موزیک آمریکایی در کوچه و بازار به عنوان یک تفاخر پخش می شود ،می توان دلیل خواندن این کتاب را نیز نوعی کج دهنی به نظام حاکم دانست نه محتوای کتاب! خواندن کتابی که از انگلیسی به فارسی ترجمه شده به قول جدیدی ها “کلاس دارد ” !