ماهی های کتاب خوان
چند صباحی است که از حادثه دلخراش غرق شدن هزاران جلد کتاب در دریای هیرمند می گذرد ، اما به قول قدیمی [...]
نوروز باستانی در کانادا رسمیت یافت
به گزارش سایت شبکه اینترنتی ایرانیان مقیم تورنتو (ایرانتو) نوروز باستانی در کانادا [...]
مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید
چند روز پیش صفحه ی اول سایت خبری بی بی سی را که باز کردم یک دل سیر خندیدم . برای [...]

ماهی های کتاب خوان

چند صباحی است که از حادثه دلخراش غرق شدن هزاران جلد کتاب در دریای هیرمند می گذرد ، اما به قول قدیمی ها : “ماهی را هر وقت از آب بگیری ، تازه است ” ، خصوصا اگر ماهی کتاب خوان هم از آب دربیاید !
یکی از استادانم همیشه می گفت ، این وطن ، جور شدنی نیست … به راستی که خاک افغانستان خاکی نفرین شده است ، هر موجودی که پایش به آنجا می رسد زنده بر نمی گردد . روس ها نتوانستند افغانستان را به قلمروی حکومتی خود تبدیل کنند ، همانطور که آمریکا نتوانست نوچه های غربی اش را آنجا جاسازی کند و همین طور پاکستان که خود غرق اشتباهات و دخالت های بی جایش شد .
به هر حال ،بعد از فدا کردن جان هایشان در راه بن لادن طالبانی این بار نوبت کتاب بود . شاید هم تعداد مردم وطن پرست انتحار پذیر کم شده است که اینبار تصمیم گرفتند نارنجک ها را به دور کتاب ها ببندند !
و چقدر ماهی های هیرمند خوشبخت هستند ! چرا که در دیگر کشورها مردم خودشان را به زحمت می اندازند تا کتابی برای خواندن تهیه کنند ، اما در افغانستان ماهی ها هم کتاب را به طور رایگان دریافت می کنند .
این مردم قدر کتاب و فرهنگ نمی دانند ، همین . این دیار برای خواندن کتاب و دانش و فرهنگ نیست ! برای منفجر کردن نارنجک ! برای سربریدن ! برای تروریست نامیدن ! برای مدرسه خراب کردن ! برای کتاب سوزاندن ! برای کتاب به آب انداختن ! برای آدم ربایی ! برای بن لادنی بودن ! برای فقیر بودن ! برای خودسوزی ! برای آوارگی و برای دل سوزاندن است !
بی خود نیست که افغانستان یکی از منفورترین کشورهای جهان ، به خاطر حکومت های جاهلش است ! به هر حال ، گردابی که از به آب انداختن این کتاب ها ایجاد شد ، دیر یا زود جاهلین ضد فرهنگ را غرق خواهد نمود . و باز ، استادم چه قدر زیبا می گفت : “که این وطن ، جور شدنی نیست …”


مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید

چند روز پیش صفحه ی اول سایت خبری بی بی سی را که باز کردم یک دل سیر خندیدم . برای چندمین بار آقای کرزی از متانت و بزرگی خویش برای عموم سخن گفته بود و در سخنانش یادآور شده بود که دارایی شخصی اش چیزی بیش از ده هزار دالر نیست !
همین کلمه ی ده هزار دالر را که دیدم  شک کردم که غلط املایی درکار بوده و به جای ده میلیون دالر ، ده دهزار دالر نوشته شده است ، اما وقتی خبرش همه جا پیچید معلوم شد که آقای کرزی منظورش همان ده هزار دالر بوده است و نه بیشتر ! خدا خیر بدهد آن معلمی را که به آقای کرزی حساب ریاضی یاد داد تا حداقل دارایی اموال خویش را بتواند حساب کند ! و اگر نه همین دالرهای شخصی اش را هم زیر کاغذ پاره های وزارت دارایی گم می انداخت !

مطالب مرتبط :
کمک ۲۷ میلیون دالری یونیسف به افغانستان
افشای معاشات امتیازی مقامات بلندپایه دولت افغانستان در سال ۱۳۸۶
قاچاق مواد مخدر - تحقیقات در مورد ارتباط برادر حامد کرزی با آن
حمید گل: در آمدمواد مخدر بیشتر در جیب برادر کرزی می ریزد تا طالبان
و برگی از کارنامه هفت ساله آقای کرزی


طرح آمریکا برای تشکیل دولت “پشتونستان”

تذکر : مقاله زیر در تاریخ بیست و هفتم اسفند ماه در پایگاه خبری تحلیلی اصولگرا منتشر شده است . یادآوری آن در وبلاگ چشمه ریگی تنها به منظور اطلاع رسانی می باشد .
کوچ اجباری شیعیان مناطق قبایلی پاکستان و همکاری با طالبان، بخشی از توطئه آمریکا برای تشکیل دولت موسوم به “پشتونستان ” بین پنج قدرت هسته‌ای روسیه، چین، هند، پاکستان و ایران است.
به گزارش «اصولگرا» به نقل از فارس، دولت آمریکا پس از حوادث ۱۱ سپتامبر به بهانه مبارزه با تریوسم و طالبان حمله به افغانستان را آغاز کرد و دولت “پرویز مشرف ” در پاکستان را نیز بخاطر حمایت از تروریسم تحت فشار قرار داد و بارها شاهد بودیم که از خاک افغانستان برای حمله به مناطق شمال غرب پاکستان و ایالت سرحد استفاده می‌کرد.
دولت محافظه کار و جنگ طلب جورج بوش که در دوره هشت ساله خود کشورهای مختلفی را به حمایت از تروریسم متهم کرد، در سال‌های اخیر از یک‌طرف به بهانه مبارزه با طالبان حضور خود را در افغانستان بیشتر کرده است و از طرف دیگر با همکاری طالبان و دیگر تروریست‌های معروف به سپاه صحابه و لشکر جنگوی در مناطق قبایلی پاکستان قصد دارد طرح تشکیل دولت پشتونستان را اجرا کند.
طرح دولت “پشتونستان ” قسمت‌هایی از استان آذربایجان و بخش‌های از جنوب شرق ایران، بخشی از استان هرات و نیمه‌های غربی افغانستان، منطقه پشتون و بلوچ نشین پاکستان را تشکیل می‌دهد.
در حال حاضر نیز گهگاهی پرچم دولت پشتونستان در مناطق قبایلی پاکستان توسط سپاه صحابه، طالبان محلی به رهبری مولانا “فضل الرحمن ” در ایالت سرحد بر افراشته می شود و بخاطر این اقدام از طرف دولت آمریکا مهمات و تسلیحات از قبیل سلاح‌های دوشکا، مسلسل، و خمپاره انداز و برخی دیگر از سلاح‌ها در اختیار این افراد قرار می‌گیرد.
همچنین در این طرح ایالت‌های “سند ” و “پنجاب ” در شمال غرب پاکستان نیز بصورت مستقل اداره می شوند.
هدف اصلی آمریکا در این طرح تشکیل دولتی دست نشانده در میان پنج قدرت برتر هسته‌ای روسیه، چین، پاکستان، هندوستان و ایران است که بتواند کنترل بیشتری بر این قدرت‌ها داشته باشد و سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان را نیز تجریه کند.
ناگفته نماند که ایالت سرحد در شمال غرب پاکستان از موقعیت سوق الجیشی بسیار مهمی برخوردار است و تمامی ذخایر اتمی و معادن اورانیوم پاکستان در این منطقه است و از طرف دیگر این مشرف به پنج کشور ایران، افغانستان، پاکستان، هند، چین و روسیه است.
بدنبال حضور آمریکا در منطقه به بهانه مبارزه با افراط گرایی و ریشه کن کردن طالبان، در سال‌های اخیر طالبان محلی، سپاه صحابه و لشکر جنگوی در مناطق قبایلی پاکستان در ایالت سرحد رشد چشمگیری داشته است به گونه‌ای‌که در برخی از شهرها مانند “پاراچنار “، “دیره اسماعیل خان “، “هنگو ” و دیگر شهرهای شیعه نشین ایالت سرحد شیعیان را وادار کرده‌اند که منازل و زمین‌های کشاورزی و ملکی خود را ترک کنند و به دیگر شهرها مثل “کوهات ” و “پنجاب ” کوچ کنند.
دولت پاکستان نیز چه در حال حاضر و چه در گذشته بدون هیچ اقدام جدی در برابر این اقدامات ضد بشری طالبان دست آنها را برای هرگونه جنایتی در این ایالت باز گذاشته است به گونه‌ای که در برخی شهرها مانند پاراچنار شیعیان به گروگان گرفته می شوند و در مقابل برای آزادی آنها میلیون‌ها دلار پول دریافت‌ می‌کنند.
در راستای اجرای این طرح، توطئه آمریکا و صهیونیست‌ها در همکاری با سپاه صحابه، لشکر جنگوی، طالبان و وهابیت برای کوچاندن شیعیان از شهر دیره اسماعیل خان در واقع یک برنامه حساب شده برای کوچاندن شیعیان به پنجاب است، همانگونه که در هنگو و پاراچنار نیز همین سیاست با تاکتیک‌های متفاوت اجراء می شود و دولت پاکستان چشم خود را بر این جنایات غیر انسانی بسته است.


زنان سرزمین من

زنگ سوم بود ، کلاس عکاسی و نقشه برداری . معلم یک سری اسلایدها (تصاویر) را آورده بود و راه کارهای عکاسی و چگونگی داشتن یک موضوع جالب را برایمان یاد می داد . هر بار که اسلایدی می گذشت و نوبت به دومین عکس می رسید یک سری کلمات را باید درون کتابهایمان نت برداری می کردیم . نیم ساعت از کلاس همین طور گذشت ، به گمانم حدود چهل تا پنجاه عکس را مرور کردیم . آخرین عکسی که بر ذهنم ماندگار شد یک عکس قدیمی و نه چندان نا آشنا از زنان سرزمین من بود .
برقه های آبی رنگ روی صورتشان ، ایستاده شدن در یک صف منظم و چگونگی به تصویر کشیدن این زنان از نکاتی بود که معلم به آن ها اشاره کرد. برای خیلی از دانش آموزان این اولین باری بود که عکسی از یک انسان به این صورت می دیدند . بعضی هایشان حتی سوال کردند این چه چیزی است ؟ تا اینکه معلم با یک اشاره سرد گفت این ها گروهی از زنان یک کشور آسیایی هستند .
شاید وقتی خنده بچه ها را دید دلش نیامد بگوید اینها زنان افغانستان ، وطن من است . ولی ای کاش می گفت . کاش می گفت اینها زنان سرزمینی هستند که بیش از چندین سال حقیرترین افراد بودند و هستند . کاش می گفت این زنان همان زنان دلاور افغانستان هستند . همان زنانی که برقه پوشیدنشان نشان از مظلومیتشان دارد . زنانی که انسان بودند ، زمانی که طالبان انسان سر می برید .
کاش می گفت اینها زنان سرزمین زخم دیده افغانستان هستند . زنانی که طالبان قدرتش را با کشتن آنها به تصویر کشید ! زنانی که نه تنها برای فرزندانشان مادر بودند بلکه جای خالی پدر را برای فرزندانشان نیز پر می کردند . جای پدرانی که طالبان به زور سرشان نماز می گذاشت ، از سر آنها را حلال می کرد و در آخر با گلوگه بر سرشان حکم دروغ الهی را اجرا می کردند !
عکس ورق خورد …. معلم حتی یک کلمه از حرف های بالا را نگفت و پوزخند سرد نادانی هنوز بر لب دانش آموزان کلاس باقی مانده بود .


شوخی با دموکراسی

شوخی با دموکراسی

گفتگوهای میان دولت و طالبان که هدف آن صلح و دوستی است ، شده قصه های هزار و یک شب علی بابا برای مردمان زجر دیده افغانستان! از یک طرف وطن دوستی تعدادی گل کرده ، تظاهرات علیه حضور کشورهای بیگانه راه می اندازیم و شعار مرگ بر آمریکا سر می دهیم و ازسوی دیگر کشور خویش را به دست دموکراسی آمریکایی رها کرده و پلاکارت های روزجهانی قدس به دستمان می گیریم (این هم از نوع دموکراسی افغانستانی).
“این وطن ، وطن شدنی نیست” باورکنید ! مثل اینکه دولت مردان افغانستان همان پرونده های سربریدن مردم و آن همه جنایات به دست طالبان ( بین خودمان باشد ، به قول پرزیدنت کرزی فرزندان افغانستان) را گم کرده اند و یا گم انداخته اند !
شکی نیست که  شعار دهندگان دمکراسی زورکی دست شان با القاعده در یک کاسه است ، همان طوریکه دولت طرفدار آن با طالبان همخانه اند.چنانچه جناب آقای کرزی که برای نشان دادن آزادی در افغانستان به پای صندوق رای رفته بود ، این بار هم با نام دموکراسی وارد مصاحبه با فرزندان وطنش ( انتحارگران  و مکتب سوزان) شد و وظیفه شناسی کرد !
این روزها همه اش بحث پیرامون گفتگوهای طالبان با دولت فعلی افغانستان است . متحدان دموکراسی بر این باورند که این گفتگوها به نفع مردم افغانستان تمام خواهد شود ،بی خبر از آن که خود با این اقدام حضور هفت سال نیروهای بیگانه را زیر سوال بردند. زمانی که فرزندان افغانستان توسط ریس جمهور ، طالبان خوانده شوند و آن همه جنایات به دست فرزندان افغانستان از یاد برده شود ، آنوقت است که باید به حال این وطن گریست .
دموکراسی تا چه حدی ؟ تا حد مذاکره با مقصران ساختگی کشته شدن هزاران نفر در برج های دو قلو ! تا حد گفتگو با رهبرانی که سازمان سیا برای کشتن شان جایزه تعیین کرده ! تا حد مذاکره با بزرگ ترین تروریست دست نشانده ی آمریکایی ، بن لادن ! تا حد مذاکره با قاتل هزاران نفر مردم بیگناه ؟ تا حد نشست با گروهی که آرزو دارند سر به تن مردم افغانستان نباشد ! شاید این یک نوع دموکراسی آمریکایی باشد که آمریکا برای افغانستان به ارمغان آورد !