ماهی های کتاب خوان
چند صباحی است که از حادثه دلخراش غرق شدن هزاران جلد کتاب در دریای هیرمند می گذرد ، اما به قول قدیمی [...]
نوروز باستانی در کانادا رسمیت یافت
به گزارش سایت شبکه اینترنتی ایرانیان مقیم تورنتو (ایرانتو) نوروز باستانی در کانادا [...]
مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید
چند روز پیش صفحه ی اول سایت خبری بی بی سی را که باز کردم یک دل سیر خندیدم . برای [...]

تظاهرات هزاران نفر در کابل

تظاهرات هزاران نفر در کابل

تظاهرات ده ها هزار نفر هزاره در کابل علیه کوچی ها و حکومت طرفدار کوچی نشان داد که یک تفاوت آشکار بین افغان و هزاره از نگاه برخوردهای سیاسی بوجود آمده است . افغانها برای رسیدن به خواسته های خود که همان قبضه کردن تمامی قدرت و بیرون کردن دیگران از کشور باشد ، به کمر خود بمب بسته و خود را منفجر می کنند تا با کشتن خود و چند انسان بی گناه به جهان نشان دهند از دولت کابل راضی نیستند!
اما هزاره ها برای رسیدگی به حق غصب شده خود برای جلوگیری از قتل عام مردم بی گناه خود توسط کوچی ها با پشتیبانی دولت ، دست به تظاهرات مسالمت آمیز می زنند تا به جان نشان دهند که حکومت کابل ، حکومت ضد تمدن و ضد آرمانهای مردمی است .
حال این پرسش مطرح است که آیا جامعه جهانی در این بازی به جانب داری از جکومت می پردازد و یا اینکه جانب مردم طرفدار دموکراسی و قانون را می گیرد؟
اگر جامعه جهانی و سازمان ملل و کشورهایی که تحت شعار دموکراسی به افغانستان رفته اند ، به خواسته مردم آرام و صبور هزاره توجه نکند ، این حقیقت به جهانیان آشکار خواهد شد که شعارهای طرفداری از دموکراسی یک دروغ بیش نبوده و جامعه جهانی مشوق وحشیگری ، درنگی و انتحار است ! و خود ملیت های دیگر را نیز تشویق می کند که مثل افغان ها و پشتونها راه انتحار را پیش گیرند…
دیده شود که جامعه ی جهانی کدام روی سکه را به نمایش می گذارند ، طرفداری از دموکراسی و آزادی بیان یا طرفداری از توحش و انتحار!
در همین رابطه :
گزارش سایت خبری نما [همراه با تصویر]
گزارش سایت خبری کابل پرس [همراه با تصویر]
گزارش سایت خبری بی بی سی فارسی [همراه با تصویر]
تصاویر جمع آوری شده از تظاهرات


فیس بوک زیر ذره بین

نمی دانم تاکنون نام فیس بوک را شنیده اید و یا نه ، به هر حال بعد از معرفی کردن وردپرس فکر می کنم دومین وبسایتی که باید معرفی کنم فیس بوک باشد . خود من نیز تا دو، سه سال پیش نمی دانستم فیس بوک چیست و برای همین است که فکر می کنم تعدادی نیز در این مورد قبلا آگاهی داشته باشند . بگذریم ، فیس بوک یک شبکه ی اجتماعی است که مدعی است ۷۴،۰۰۰،۰۰۰ کاربر و عضو دارد . البته تعداد کاربران فیس بوک آنقدر زیاد هستند که می توان بیل گیتس را نیز میانشان پیدا کرد!
در پستی که وردپرس را معرفی کرده بودم یکسری اطلاعات در مورد سایت الکسا نیز داده بودم . به هر حال طبق آمار الکسا فیس بوک مقام صدم را در کشور همسایه افغانستان یعنی ایران داراست و مقام دوم را در کانادا بعد از سایت گوگل به خود اختصاص داده است .
با توجه به آمار بالا می توان به محبوبیت این شبکه ی اینترنتی پی برد . البته شبکه های اینترنتی بزرگ دیگری مانند مای اسپیس و یاهو ۳۶۰ نیز به رقابت با فیس بوک مشغول اند ولی به قول معروف فیس بوک جای خودش را در میان کاربران بدست آورده است . در همین اطراف خودمان نیز شبکه های اینترنتی کوچکی را مانند فلان و فلان می توان یافت ولی تنها مشکل این نوع شبکه ها نداشتن یک سری اهداف خاص است.
جالب اینجاست که اگر شما سه کلمه ی مخفف شده ی افغانستان AFG را درقسمت جستجوی این وبسایت وارد کنید شاید بیش از ۵۰۰ عضو پیدا می شوند که تنها نام AFG  را برای نام کاربری خود برگزیده اند! این یعنی بدون در نظر گرفتن کسانی که از افغانستان هستند ولی یک نام کاربری جداگانه برای خود انتخاب کرده اند .
ولی چیزی که مرا می آزارد خارج شدن رفتار تعدادی از هموطنان از حیطه ی شبکه ی اجتماعی است . از همان قضیه ی سال پیش که در مراسم بزرگداشت ملیت های مختلف برگذار شد گرفته تا به همین کاربران افغانستانی فیس بوک .
با وجود این همه آهنگ های وطنی ، وقتی تعدادی می آیند و رپ را به عنوان نشان دادن فرهنگ افغانستانی معرفی می کنند دیگر انتظاری از یک شبکه ی اجتماعی آزاد نمی توان داشت . پروفایل های بعضی از هم وطنان در این شبکه ها آنقدر شرم آور است که جرات گفتن و نوشتنش را ندارم ! نمی دانم شما در این مورد خاص چه نظر دارید؟
به هر حال یکی از مسائل مهمی که فکر می کنم هر افغانستانی باید به آن توجه داشته باشد همین حفظ هویت و تاریخ گذشته است . نه این که با خود فروختگی در برابر کشورهای بیگانه بخواهیم خود را همرنگ آنان کنیم . به قول معروف ما افغانستانی ها افراطی عمل می کنیم ، اگر بخواهیم مذهبی شدیم یک بنیادگرای خشکه مقدس می شویم و اگر غربی شدیم از آمریکایی ها و اروپایی ها هم بالا می زنیم و بی بند وبار تر از آنها می شویم  ! باور کنید ، حقیقت دارد . اگر هم باور ندارید پیشنهاد می کنم اطرافتان را با دقت بیشتری نگاه کنید …نمی دانم چرا ما افغانستانی ها نمی توانیم معتدل باشیم؟ چرا؟


به لطافت دست های پدر…

دست های لاغر و استخوانیت را دوست دارم ، حتی زمانی که با آن درشتی اش روی صورتم دست می کشیدی . دست های پینه خورده ات را دوست دارم ، همان دست هایی که سالها مجبور به جمع کردن خارهای بیابان بودند. به تک تک خارهایی که به دستت رفت و جایشان ماندگار شد ، دوستت دارم . دست های که چندین سال قلم زدند و برای بالا بردن سطح سواد مردم کشور مجبور به نوشتن سطرها و کتاب ها شدند .  همان دستانی که شب ها روی سرم می کشیدی و داستان های پشت کوه قاف را برایم می خواندی . همان دست هایی که به آن اطمینان می کردم و دستم را در هنگام عبور از خیابان به دستانت می سپردم . دستانی که به جای گذاشتن لقمه ی در دهان تو ، لقمه در دهانم می گذاشتند . همان دستانی که چندین بار روی گوشهایم نهادی تا حرفهای کینه توز بیگانگان نژاد پرست را نشنوم .
به لطافت دستهای مهربانت دوستت دارم . دستهایی که بوی زندگی می دهند. دست هایی که چندین سال آوارگی را درخود جای داده اند و سرخم فرود نیاورده اند . هنوز هم دستهایت بوی زندگی می دهند ، بوی اعتماد ، بازهم مانند همیشه دستانم را به دستانت می سپارم .
سالروز میلاد حضرت امام علی ( علیه اسلام ) و همچنین روز پدر به تمامی پدران فداکار وطنم مبارک باد.


بیست و چهارم سرطان

شهید سید اسماعیل بلخی

بیست و چهارم سرطان ، چهلمین سالگرد درگذشت غم انگیز و مرموز علامه شهید سید اسماعیل بلخی بر تمامی عدالت خواهان تسلیت باد.


قدرت در دستان دیوانگان

قدرت در دست دیوانگان

زورگویی و برتری همیشه هدایت کننده ی کلمه ی نفرت انگیز ” قدرت ” است . در کنار اینها  رقابت نیز نمک اضافه ی این غذای شور می باشد . داشتن قدرت آنقدر آدمی را تا دیوانگی پیش می برد که از نمونه هایش می توان جنگ هایی مانند جنگ ویتنام ، عراق و افغانستان را مثال زد . یکی موشک هوا می کند و دیگری آپالو و به قول قدیمی ها خودش را قاطی بزرگترها می کند . یکی به جای اینکه بفهمد طالبان اصلی خود دولت است ، دم از طالبان پاکستانی می زند. دیگری بجای نگاه کردن به وضعیت خراب کشورش ، به فکر فراهم کردن احتیاجات کشوری بی هویت است .
خلاصه اینکه قدرت همیشه آدمی را دیوانه می کند . حال اگر این قدرت در دست دیوانگان باشد دیگر چه ها خواهد شد ! یکی وجود کشوری را انکار می کند که جهان آنرا پذیراست ، دیگری طرفداری کشوری را می کند که به قول معروف از باد هوا زنده است . سال ها پیش طالبان را بوجود آورد و با یک حیله گری حادثه ی به نام یازدهم سپتامبر ایجاد کرد و دست آورد خویش را از ریشه کند .  چند سال بعد یکی دیگر از مزدورانش را به همان روش قدیمی از سلطنت برکنار کرد و با یک دادگاه حکم اعدامش را صادر نمود.
پشت میز قدرت نشستن هم خودش حکایتی دارد . سکوت و به زبان ساده تر همان زورگویی و یا خفه کردن صدا در گلو نیز از مزایای داشتن قدرت است. قدرتی که رسانه ها ، حکومت ها ، ملیت ها ، و خیلی چیزهای دیگر را در دست دارد. زندانی به بزرگی زندان گوانتانامو می سازد تا به قول خودش تروریست را زندانی کند اما صبای دیگر زندان قندها را منفجر کرده و خود را بی خبر می اندازد.  از حیله های مکار این آقای پرزیدنت جورج – ب زیاد هست که نه در اینجا گنجیده می شود و نه من حال حساب کردنش را دارم . از شجاع طلبی آقای حامد – ک هم که بسیار سخن های زیادی است . از همان فرارش در سالروز هفت ثور گرفته تا همان حرف های خنده دار طالبان پاکستانی و همان سخنی گه گفته بود : طالبان فرزندان افغانستان هستند ! از ریس جمهور بیگانه ی دیگری هم که دستش روی ماشه ی تفنگ است و خودش را خیلی می داند سخن های زیادی در اینترنت می توان یافت . حوصله ی جر و بحث در مورد بیگانگان و نژادپرستان را ندارم ! کاش یکی بود که به این قدرت مندان می گفت : از جان مردمان بی گناه که گذشته اید ، حداقل به خاطر خودتان از این بازی دست بردارید !!!
حال این بار قدرت مندان چه نقشه هایی برسر دارند ، خدا خودش می داند…
[در کنار نوشته ی بالا دیدن ویدیوی زیر نیز توصیه می شود ! اول موزیک وبلاگ را خاموش کنید بعد ویدیو را تماشا کنید ]