چند روز پیش صفحه ی اول سایت خبری بی بی سی را که باز کردم یک دل سیر خندیدم . برای چندمین بار آقای کرزی از متانت و بزرگی خویش برای عموم سخن گفته بود و در سخنانش یادآور شده بود که دارایی شخصی اش چیزی بیش از ده هزار دالر نیست !
همین کلمه ی ده هزار دالر را که دیدم شک کردم که غلط املایی درکار بوده و به جای ده میلیون دالر ، ده دهزار دالر نوشته شده است ، اما وقتی خبرش همه جا پیچید معلوم شد که آقای کرزی منظورش همان ده هزار دالر بوده است و نه بیشتر ! خدا خیر بدهد آن معلمی را که به آقای کرزی حساب ریاضی یاد داد تا حداقل دارایی اموال خویش را بتواند حساب کند ! و اگر نه همین دالرهای شخصی اش را هم زیر کاغذ پاره های وزارت دارایی گم می انداخت !
مطالب مرتبط :
کمک ۲۷ میلیون دالری یونیسف به افغانستان
افشای معاشات امتیازی مقامات بلندپایه دولت افغانستان در سال ۱۳۸۶
قاچاق مواد مخدر – تحقیقات در مورد ارتباط برادر حامد کرزی با آن
حمید گل: در آمدمواد مخدر بیشتر در جیب برادر کرزی می ریزد تا طالبان
و برگی از کارنامه هفت ساله آقای کرزی
تذکر : مقاله زیر در تاریخ بیست و هفتم اسفند ماه در پایگاه خبری تحلیلی اصولگرا منتشر شده است . یادآوری آن در وبلاگ چشمه ریگی تنها به منظور اطلاع رسانی می باشد .
کوچ اجباری شیعیان مناطق قبایلی پاکستان و همکاری با طالبان، بخشی از توطئه آمریکا برای تشکیل دولت موسوم به “پشتونستان ” بین پنج قدرت هستهای روسیه، چین، هند، پاکستان و ایران است.
به گزارش «اصولگرا» به نقل از فارس، دولت آمریکا پس از حوادث ۱۱ سپتامبر به بهانه مبارزه با تریوسم و طالبان حمله به افغانستان را آغاز کرد و دولت “پرویز مشرف ” در پاکستان را نیز بخاطر حمایت از تروریسم تحت فشار قرار داد و بارها شاهد بودیم که از خاک افغانستان برای حمله به مناطق شمال غرب پاکستان و ایالت سرحد استفاده میکرد.
دولت محافظه کار و جنگ طلب جورج بوش که در دوره هشت ساله خود کشورهای مختلفی را به حمایت از تروریسم متهم کرد، در سالهای اخیر از یکطرف به بهانه مبارزه با طالبان حضور خود را در افغانستان بیشتر کرده است و از طرف دیگر با همکاری طالبان و دیگر تروریستهای معروف به سپاه صحابه و لشکر جنگوی در مناطق قبایلی پاکستان قصد دارد طرح تشکیل دولت پشتونستان را اجرا کند.
طرح دولت “پشتونستان ” قسمتهایی از استان آذربایجان و بخشهای از جنوب شرق ایران، بخشی از استان هرات و نیمههای غربی افغانستان، منطقه پشتون و بلوچ نشین پاکستان را تشکیل میدهد.
در حال حاضر نیز گهگاهی پرچم دولت پشتونستان در مناطق قبایلی پاکستان توسط سپاه صحابه، طالبان محلی به رهبری مولانا “فضل الرحمن ” در ایالت سرحد بر افراشته می شود و بخاطر این اقدام از طرف دولت آمریکا مهمات و تسلیحات از قبیل سلاحهای دوشکا، مسلسل، و خمپاره انداز و برخی دیگر از سلاحها در اختیار این افراد قرار میگیرد.
همچنین در این طرح ایالتهای “سند ” و “پنجاب ” در شمال غرب پاکستان نیز بصورت مستقل اداره می شوند.
هدف اصلی آمریکا در این طرح تشکیل دولتی دست نشانده در میان پنج قدرت برتر هستهای روسیه، چین، پاکستان، هندوستان و ایران است که بتواند کنترل بیشتری بر این قدرتها داشته باشد و سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان را نیز تجریه کند.
ناگفته نماند که ایالت سرحد در شمال غرب پاکستان از موقعیت سوق الجیشی بسیار مهمی برخوردار است و تمامی ذخایر اتمی و معادن اورانیوم پاکستان در این منطقه است و از طرف دیگر این مشرف به پنج کشور ایران، افغانستان، پاکستان، هند، چین و روسیه است.
بدنبال حضور آمریکا در منطقه به بهانه مبارزه با افراط گرایی و ریشه کن کردن طالبان، در سالهای اخیر طالبان محلی، سپاه صحابه و لشکر جنگوی در مناطق قبایلی پاکستان در ایالت سرحد رشد چشمگیری داشته است به گونهایکه در برخی از شهرها مانند “پاراچنار “، “دیره اسماعیل خان “، “هنگو ” و دیگر شهرهای شیعه نشین ایالت سرحد شیعیان را وادار کردهاند که منازل و زمینهای کشاورزی و ملکی خود را ترک کنند و به دیگر شهرها مثل “کوهات ” و “پنجاب ” کوچ کنند.
دولت پاکستان نیز چه در حال حاضر و چه در گذشته بدون هیچ اقدام جدی در برابر این اقدامات ضد بشری طالبان دست آنها را برای هرگونه جنایتی در این ایالت باز گذاشته است به گونهای که در برخی شهرها مانند پاراچنار شیعیان به گروگان گرفته می شوند و در مقابل برای آزادی آنها میلیونها دلار پول دریافت میکنند.
در راستای اجرای این طرح، توطئه آمریکا و صهیونیستها در همکاری با سپاه صحابه، لشکر جنگوی، طالبان و وهابیت برای کوچاندن شیعیان از شهر دیره اسماعیل خان در واقع یک برنامه حساب شده برای کوچاندن شیعیان به پنجاب است، همانگونه که در هنگو و پاراچنار نیز همین سیاست با تاکتیکهای متفاوت اجراء می شود و دولت پاکستان چشم خود را بر این جنایات غیر انسانی بسته است.
اولین نوشته ی که در مورد استقلال افغانستان بر روی صفحه ی اینترنتی منتشر کردم سال پیش در وبلاگ ” روزنوشت ” بود . عنوانش را گذاشته بودم ” ۲۸ اسد ” و آنروز هشتاد و هشتمین سالروز استقلال را به تصویر کشیدم . این بار هر چند یک سال دیگر به استقلال وطنم افزوده شد اما هنوز هم استقلالش سیاه رنگ است …
بعضی وقت ها از خودم پرسان می کنم که چرا میان این همه کشور ، افغانستان باید قربانی غرور آدمیان عقده ای شود . چرا افغانستان باید هشتاد و نهمین سالروز استقلالش را زمانی جشن بگیرید که هر لحظه اش یکی جان بدر کرده و چشم هایش را می بندد . هشتاد و نهمین سالگرد استقلال افغانستان را زمانی گرامی می دارم که به برگ باخته ی دیگری از این استقلال نزدیک می شویم . شاید یادآوری چند برگ باخته ی دیگر از این استقلال در اینجا جایش نباشد ، و یاد آوری اش نمک به دل زخم دیده مان بپاشد.
به گمانم اگر افغانستان هیچ وقت به استقلال نمی رسید دیگر برگ سیاهی از کارنامه ی ننگین مدعیان این استقلال وجود نداشت . برگ سیاهی که به ظاهر سفید می نماید ، نه تنها هزاران نفر را برده تر کرد بلکه یک نوشته ی سیاه دیگری به نام مهاجر بودن را زیر هویت هزاران نفر امضا کرد .