
با شنیدن درگذشت ناگهانی حاج مصطفی محمدی یکی از مسئولان همیشگی مجله حبل الله متاثر شدم . او از جمله کسانی بود که نامش همیشه در کارهای فرهنگی و اجتماعی در جمع مهاجرین افغانستانی مقیم ایران دیده می شد . قدم و قلم او در هر کوچه و پس کوچه ی جامعه ی فرهنگی مهاجرین کاملا آشکار بود .
باور کردن اینکه یک فرهنگی صبور ، قانع و گمنام این جامعه ی زخم دیده ی افغانستان را ترک گفت خیلی سخت است . حاج مصطفی محمدی را من از سالهای کودکی ام می شناختم و همواره او را با تعدادی نشریه می دیدم که به دیگران می برد و مشکلات مردم را حل می کردند . درگذشت ناگهانی ایشان موج غمی را در دلم ایجاد کرد. اولش سعی کردم با خودم کنار بیایم ولی هنوز هم باور کردنش برایم سخت است .
آخرین باری که ایشان را دیدم دو سال پیش مقارن همین ایام در منزلشان واقع در یکی از گوشه های شهر مشهد بود. او مثل همیشه لبخندی بر لب داشت ، با اینکه کوهی از مشکلات و فقر را در گوشه ی از عزلت به دوش می کشید اما چیزی به کسی نمی گفت . او غم های خود را با هیچ کس تقسیم نکرد …
با رفتن او قسمتی از خاطرات رهبر شهید نیز به خاک رفت ، چرا که او محرم اسرار رهبر شهید بود و چیزهای زیادی از او به یاد داشت .
در پایان از طرف خود و خانواده ام درگذشت ناگهانی حاج مصطفی محمدی را به خانواده ی محترم محمدی و همچنان خانواده ی محترم رهبر شهید بابه مزاری و جامعه ی فرهنگی افغانستان تسلیت می گویم .

