آزاد ! آخه تو رو سننه ! (بخش اول)

اشاره : حوادث بعد از انتخابات در ایران موضوعی است که به خود مردم ایران مربوط می شود و بنده هم این اجازه را به خودم نمی دهم تا وارد مباحث سیاسی خصوصا در مورد ایران شوم . ولی به هر حال جامعه مجازی است و آزادی بیان ! به همین دلیل بدون اینکه باعث آسیب رساندن به جنش سبز و یا لطمه زدن به حیثیت دولت دهم شوم حرف هایم را در اینجا می نویسم !

یکی از دلایلی که من در مورد کشور ایران و سیاست هایش چیزی نمی نویسم برخود نامتعارف مردم ایران است ، حالا نمی گویم مردم ایران ، ولی کسانی که به اینترنت دست رسی دارند و خودشان را سخنگوی مردم ایران می نامند ! فکر می کنم دو سال پیش بود که من وارد یک وبسایت به نام ” د… ” شدم . وبسایت د.. یکی از وبسایت های سرسخت مخالفان جمهوری اسلامی ایران است که بیشتر لینک های ارسالی در آن سایت به وبلاگها و سایتهایی ارجاع می شود که همه اش توهین و فحش و حرفهای رکیک در مورد سیاستها و شخصیت های جمهوری اسلامی ایران است .
اعضای اصلی این سایت هم افرادی فعال هستند که بیشتر لینک ها را آنها ارسال می کنند ، همین افراد بیشترین نظرات را در بخش لینکها می نویسند. متاسفانه سیاست سایت د… خودخواهانه است ، به همین دلیل زمانی که بنده در یک جا در مورد ایران بحث کردم همه ی کاربران جمع شدند و گفتند ” آزاد ! آخه تو رو سننه !” /” اصلا به توی افغانی چه ؟ ” / ” تو توی کانادا نشستی ، به ایران چه کار داری” / ” همین مونده که یه افغانی در مورد ما نظر بده ” / و کلی حرف های دیگر ! حتی یک نام کاربری تقلبی به نام ” … ” ساختند و از نام من سو استفاده کردند ! خلاصه اینکه من هم سایت را ترک کرده و اصلا حال و حوصله ی جر و بحث با چند تا آدم خشک مغز که فقط فحش بلد هستند را نداشتم ! و البته این است سیاست سایتهای مخالف دولت ایران !
مورد دوم اینکه چه باور کنیم و چه نکنیم مردم ایران به دو طرف مخالف هم تبدیل شده اند . دو طرفی که خیال می کنند یکی از دیگری برتر است . درست همان حکایتی که برای افغانستان اتفاق افتاد و مردم را گروه بندی کرد ، برای ایران پیش آمد . گروهی به نام “جنبش سبز” شکل گرفت که می خواهند سر به تن یک بسیجی نباشد . از آن طرف طرفداران دولت هم جنبش سبز را جلبک دریایی خطاب کردند و باعث جریحه دار شدن روح آرام و صلح آمیز معترضین شدند و آنها هم ناچار به سوزاندن زباله دانی ها و آتش زدن اتوبوس ها روی آوردند !
زمانی که تصاویر اتش زدن اتوبوس ها و شکستن شیشه های مغازه ها را دیدم یاد فیلم ” شبهای برره ” با کارگردانی مهران مدیری افتادم . مردم شهر برره برای اعتراض به شهرداری ، شیشه های خانه ی خود را می شکستند ! همان طور که چند وقت پیش دوستاران صلح و برداری شیشه های مکتب معرفت را در افغانستان شکستند !
بگذریم ، من اصلا کاری ندارم که کدام طرف خوب است یا بد ، ولی انصافا اگر جمعیت ۷۲ میلیونی ایران ، حتی نصفشا خواهان برکناری جمهوری اسلامی ایران بودند تا الان یک انقلاب دیگر اتفاق افتاده بود . جدا از اینکه ایرانیان خارج از کشور تنها ۳ میلیون هستند که فکر نمی کنم همه شان هم طرفداری جنبش سبز باشند !
نیمی از مخالفان دولت ایران هم که خوشبختانه کاربران اینترنتی هستند ! آنانی که می گویند اینترنت در ایران سرعتش کم است ! ولی ۱۰۰ تا ویدیو در یوتیوب آپلود می کنند ؟! و یا هزار تا توییتر می فرستند ! مخالفانی که پادگانشان سایت بی بی سی و صدای آمریکا و سایت ایرانیان انگلستان است .
باید باور کنیم که انقلاب سال ۱۳۵۷ با آتش زدن سطل آشغال و شکستن شیشه در و همسایه و چهار تا فحش رکیک بوجود نیامد . انقلاب سال ۵۷ هم تنها مختص محله های تجریش و سعادت آباد نبود ، معترضین هم با اسلحه های اسباب بازی به خیابان ها نیامدند . آن زمان اینترنت هم نبود تا سریع سریع شایعه توییتر بزنند که ” رهبر ایران با هواپیما به پادگان نظامی منتقل شد ” ( پیش خودمان بماند من با شنیدن این خبر از خنده روده بر شدم ).
مشکل انقلابیون این زمانه این است که می خواهند با فتوشاپ انقلاب کنند ! یا با اسکناس نویسی و استفاده از سیب زمینی برای مهر و موم کردن اسکناس می خواهند اعلام جنگ کنند ! و یا با بمب “موزی” به مبارزه بروند ! نشستن پشت کامپیوتر و پشت سر هم توییتر و پیامک اس ام اس فرستادن و چک کردن خبرهای وزین بی بی سی و آپلود کردن ویدیو در یوتیوب با انقلاب کردن خیلی فرق دارد ! انقلابی که با یک رنگ آغاز شده و  بخاری از آن بلند نشود انقلابی نیست که بتوان روی آن حساب باز کرد .